پس آيا حاكم قرار دادن وى ، نيكوكارى نسبت به عراقيان و خوبى كردن در حق آنهاست ؟ ! ! ( 1 ) 3 - در اين وصيتنامه آمده است كه وى از عبد اللّه بن عمر بر او مىترسد در حالى كه عبادت ، او را از پاى در آورده است ، اگر وى چنان وضعى داشت ، به طبيعت حال از حكومت و منازعات سياسى ، روى گردان بوده ، پس از او هراسناك بودن چه معنايى داشته است ؟ ! ( 2 ) 4 - در اين وصيتنامه آمده است : وى از عبد الرحمن بن ابى بكر بر او مىترسيد ، در حالى كه مورخان مؤكد داشتهاند كه وى در زمان حيات معاويه در گذشته بود ، پس ترس داشتن از انسان مرده چه معنايى دارد ؟ ! ( 3 ) 5 - وى او را به مراعات حضرت حسين عليه السّلام سفارش نموده است كه وى خويشاوندى نزديك و حقى عظيم و قرابتى از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دارد ، از مسلّمات است كه معاويه ، خود شخصا هيچگونه جوانب قرابت رسول اللّه را رعايت ننموده و همهء رشتههاى آن را قطع كرده بود ؛ زيرا دشنام به آنها را به طور آشكار واجب نمود و به مسئولان تعليم و تربيت ، دستور داد تا كودكان را با دشمنى اهل بيت پرورش دهند و در ارتكاب هر عملى از ارزش اهل بيت مىكاست ، خوددارى ننمود ( 4 ) چنانچه استاد « عبد الهادى مختار » در مورد اين بخش از وصيتنامه ، چنين اظهار نظر نموده است :
« بعضى از منابع مىگويند : معاويه به پسرش يزيد وصيت نموده بود كه حضرت حسين عليه السّلام را مراعات نمايد ، اعتقاد ما بر اين است كه اين امر ، هيچ نشانهاى از صحت ندارد ؛ زيرا معاويه در ترور نمودن حضرت امام حسن عليه السّلام ، حتى پس از آنكه با وى بيعت نمود ، ترديدى به خود راه نداده بود ، پس چگونه ممكن است به پسرش وصيت كند كه هرگاه بر حسين عليه السّلام دست يافت ، او را
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٠٩