خويش دلالت نموده است . پس براى يزيد آنچه خودش گرفته است بگير ، همچون انداختن سگها به جان يكديگر هنگام چنگ انداختن و كبوترانى كه با هم به مسابقه افتاده باشند و آوازهخوانان ساز به دست و ديگر انواع لهو و لعب ، او را يارى دهنده خواهى يافت .
( 1 ) آنچه برايش در تلاش هستى را فرو بگذار . تو نيازى ندارى كه خدا را با گناه اين امّت - بيشتر از آنچه كه ملاقاتش مىكنى - ديدار نمايى ، به خدا سوگند تو پيوسته در عمل به باطل ستم كرده و در ظلم ، بيش رفتهاى تا آنجا كه مشكها پر نمودهاى در حالى كه ميان تو و ميان مرگ ، جز چشم به هم زدنى نباشد و آنگاه عملى نگهداشته شده را در روزى آشكار خواهى ديد كه در آنجا گريزگاهى نباشد .
( 2 ) مىبينم كه تو بعد از اين كار ، متعرض ما خواهى شد و ما را از ارث پدرانمان منع مىنمايى كه به خدا سوگند ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ما را از جهت پدرى ارث رسانده است و تو آن را براى ما آوردهاى همان چيزى كه در برابر آن مرد ايستاده به هنگام وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با او استدلال كردهايد ، و او هم آن را پذيرفت ، و ايمانش او را به انصاف كشانيد ، آنگاه دليلها آورديد و كارها كرديد و گفتيد : اين طور شد و آن طور مىشود ، تا اينكه جريان به تو - اى معاويه - رسيد ، از راهى كه هدفش غير تو بود ، اى اهل بصيرت عبرت بگيريد .
( 3 ) ياد كردى از فرماندهى آن مرد بر مردم ، با فرمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و امير قرار دادن وى چنين چيزى بوده است آن روز براى عمرو عاص از همراهى با پيامبر و بيعت با او فضيلتى بود به خدا آن روز اعزام انجام نشد تا اينكه آن قوم از فرماندهىاش ناخرسند شدند و مقدم نمودن او را نپسنديدند و كارهايش را بر او باز شمردند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى گروه مهاجرين ! بعد از امروز جز من كسى بر
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 285
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢٨٥