توصيف كرده ؛ زيرا وى از اقدام به هر جنايتى به خاطر تأمين خواستههايش خوددارى نمىكرد . آدمكشى يكى از وسايل وى براى از بين بردن دشمنانش بود . او توطئهء مسموم ساختن نوهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را برنامهريزى كرد همان گونه كه با همان شيوه از مالك اشتر ، فرمانده على ، رهايى يافت « 1 » .
( 1 ) آن طاغوت ، آدمكشان را مورد بررسى قرار داد تا اقدام به ترور ريحانهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به يكى از آنان واگذار كند ، هيچ كس را مناسبتر از « جعيده » دختر اشعث نيافت كه مرتكب اين جنايت گردد ، زيرا وى از خانوادهاى بود كه با مكر ، سرشته شده و بر حيله و جنايت ، خو گرفته بودند . پس زهر كشندهاى را كه از پادشاه روم به دست آورده بود ، براى مروان بن حكم فرستاد و به او دستور داد تا جعيده را با پول و وعدهء ازدواج با يزيد - اگر مىخواهد - فريب دهد .
( 2 ) مروان ، به طور محرمانه با وى به مذاكره پرداخت ، او شادمان گشت و زهر را از او گرفت و در حالى كه امام در يك روز بسيار گرم ، روزهدار بود ، « هنگام افطار » ، اين زهر را به آن حضرت داد . هنگامى كه زهر به داخل بدن حضرت وارد شد ، رودههايش پاره پاره نمود و حضرت روى به آن زن بدنهاد كرد و به او فرمود :
« مرا كشتى ، خداوند تو را بكشد . به خدا بعد از من به هيچ كس دست نخواهى يافت ، تو را فريب داد ( يعنى معاويه ) و تو را به مسخره گرفت ، خداوند تو را و او را رسوا سازد » .
( 3 ) نوهء رسول صلّى اللّه عليه و آله با دردهاى كشنده از شدت زهر دست به گريبان شد در حالى كه چهرهاش پژمرده و رنگش زرد شده بود تا اينكه اجل محتوم به سراغ آن
هامش
( 1 ) روح الاسلام ، ص 295 .