تتلظى فى الدن بكرا فلم * تدنس بلثم و لا بماء قراح « 1 »
« با اين پادشاه مدارا كن كه او به جاى خدا به كنيزان زيباروى ، دلباخته است » .
« هزار « اللّه اكبر » نزد يزيد با يك جرعه از جام نوشيدن ، برابرى نمىكند » .
« شراب انگور تازه در خمره مىجوشد در حالى كه نه دستى به آن رسيده و نه آب پاك بر او ريخته شده باشد » .
يزيد با شراب ، در مسابقه بود و پيوسته ميگسارى مىكرد تا آنجا كه بعضى از منابع ، سبب مرگش را چنين نوشتهاند كه وى مقدار زيادى شراب نوشيد و دچار انفجارى شد و از آن به هلاكت رسيد « 2 » .
( 1 )
نديمان يزيد
يزيد ، جمعى از فرومايگان و بىبندوبار را برگزيد و شبهاى سرخش را ميان آنها به ميگسارى و رامشگرى مىگذراند ، در رأس نديمانش ، شاعر مسيحى بىبندوبار يعنى « اخطل » ، قرار داشت كه آن دو با هم به ميگسارى مىپرداختند و به آواز گوش فرا مىدادند ، هر وقت قصد سفر مىكرد او را به همراه خود مىبرد « 3 » . هنگامى كه يزيد به هلاكت رسيد و امر خلافت به « عبد الملك بن
هامش
( 1 ) ملحمة الغدير ، ص 237 .
( 2 ) مظفرى ، تاريخ ، از كتابهاى تصوير شد كتابخانهء امام حكيم ، ص 213 و 215 در انساب الاشراف 5 / 300 آمده است : علت مرگ يزيد آن است كه وى ميمونش را بر روى ماده خرى سوار كرد در حالى كه خود او مست بود و در پى بىآن دويد پس چيزى در درونش پاره شد و به هلاكت رسيد .
( 3 ) الاغانى 7 / 170 .