گفت : ما نمىگوييم كه اين از نامههاى على بن أبي طالب است ولى مىگوييم اين از نامههاى أبو بكر مىباشد كه نزد وى بوده است « 1 » .
( 1 )
پرهيز از ياد كردن امام عليه السّلام
حكومت اموى تا حد زياد در ستيز با امام امير المؤمنين عليه السّلام اسراف نمودند ؛ زيرا دستور دادند تا هر نوزادى را كه به نام « على » ناميده شود ، به قتل برسانند . اين خبر به گوش « على بن رباح » رسيد ، او بيمناك گرديد و گفت : هر كس مرا « على » بنامد ، او را حلال نخواهم كرد ، زيرا اسم من على ( به ضم عين ) مىباشد ! « 2 » ( 2 ) مورخان مىگويند : علما و محدثان ، از ياد كردن امام و نقل روايت از آن حضرت ، به خاطر ترس از بنى اميه ، پرهيز داشتند و هرگاه مىخواستند مطلبى را از آن حضرت روايت كنند ، مىگفتند : « پدر زينب روايت كرد » « 3 » .
معمر از زهرى از عكرمه از ابن عباس روايت كرده : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « خداوند عزيز و جليل ، باران آسمان را از بنى اسرائيل بازداشت ، به خاطر بدنهادى آنان نسبت به پيامبرانشان و اختلاف آنها در دينشان بود و خداوند اين امت را به قحطسالى مبتلا ساخته و باران آسمان را از آنان بازداشته است به خاطر دشمنىشان با على بن أبي طالب » .
( 3 ) « معمر » گفت : « زهرى در يكى از مرضهايش براى من حديث گفت
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه 6 / 72 .
( 2 ) تهذيب التهذيب 7 / 319 .
( 3 ) شرح نهج البلاغه 11 / 14 .