تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
كوتاه مدت آن حضرت ، اينك پرچمى براى حاكمان مشرق زمين گرديده و اسناد رسمى كه از او بر جاى مانده ، مشعلى فروزان براى هر حكومت صالحى شده است كه خواهان تحقق يافتن ايده‌آلهاى سرنوشت‌ساز ملتها باشد و حكومت معاويه ، به صورت نشانه‌اى از خيانت و مزدورى و نمونه‌اى از ستمگرى بر ملتها و حقير شمردن آنها در آمده است . ( 1 )

پنهان ساختن فضايل اهل بيت عليهم السّلام

معاويه ، با همهء تواناييهايش تلاش كرد تا فضايل اهل بيت عليهم السّلام را پنهان سازد و بزرگواريهاى آنان را از ديد مسلمين دور سازد و از انتشار آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در فضيلت آنها وارد شده بود ، ممانعت به عمل آورد . ( 2 ) مورخان مىگويند : معاويه ، پس از صلح ، به حج بيت اللّه الحرام رفت و بر جماعتى گذشت ، آنان به احترام وى بپاىخاستند ولى ابن عباس به احترام او از جاى خود برنخاست . معاويه ، روى به وى كرد و گفت : اى فرزند عباس ! چه چيزى تو را از برخاستن بازداشت آن گونه كه همراهانت برخاستند ؟ آيا به خاطر خشمى است در اثر جنگ صفين بر من دارى ؟ اى پسر عباس ! عموزاده‌ام عثمان ، مظلوم كشته شد ! ! ( 3 ) ابن عباس با منطقى رسا به وى پاسخ داد و گفت : عمر بن خطاب نيز مظلوم كشته شد و كار را به پسرش سپرد ، پسرش اينجاست ، - در اين حال به « عبد اللّه بن عمر » اشاره كرد - . معاويه با منطقى بىمايه به وى پاسخ داد : « عمر را يك مشرك به قتل