( 1 ) اين خطابه ، طغيان آن فاجر را نسبت به امّت نشان مىدهد ؛ زيرا وى هيچ راه حلّى براى بحرانهاى امّت نمىيابد جز با خونريزى و گسترش ظلم و ارعاب ، اما گسترش عدالت و آسايش و رفاه ميان مردم ، چيزى است كه نه به آن مىانديشد و نه در مخيّلهء وى يا كسى ديگر از حاكمان اموى ، راه يافته است .
( 2 )
حقير شمردن فقرا
حكومت اموى ، در همهء ادوارش ، ستم راندن بر فقرا و حقير شمردن ضعفا را پايهء كار خود قرار داده بود . مورخان مىگويند : بنى اميه ، به فقرا اجازه نمىدادند كه به ادارات رسمى آنها وارد شوند مگر اينكه بعد از همهء مردم باشند .
زياد بن أبيه به دربانش « عجلان » مىگويد : چگونه به مردم بار مىدهى ؟
- با توجه به خاندانها و سپس دندانها و پس از آن با توجه به ادب داشتن آنها .
- چه كسانى را در آخر قرار مىدهى ؟
- آنها كه خداوند اهميتى برايشان قايل نيست .
- آنها چه كسانى هستند ؟
- آنان كه جامهء زمستان را در تابستان و جامهء تابستان را در زمستان مىپوشند « 1 » .
( 3 ) اين سياست ، اصول عدالت و مساوات را - كه اسلام آورده بود - ويران ساخت ؛ زيرا اسلام ميان مسلمين تفاوتى قايل نيست و آنها را همچون دندانههاى شانه برابر مىشمارد .
هامش
( 1 ) نهاية الارب 6 / 86 .