تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
و نابسامانى حاصل از نقايص اجتماعى ناشى از حكومت اموى كه بدان گرفتار گشته بودند را ، مشاهده كرد لذا آن حضرت - سلام اللّه عليه - پس از هلاك شدن معاويه ، به آغاز انقلاب بزرگ خويش دست زد ، انقلابى كه به بيدار كردن بينش اجتماعى انجاميد و سرانجام حكومت اموى را ريشه‌كن ساخت و همهء نشانه‌ها و آثار آن را از ميان برداشت . بعضى از سمت‌گيريهاى سياست معاويه ، بدين شرح بوده است : ( 1 )

سياست اقتصادى معاويه

معاويه ، هيچ‌گونه سياست اقتصادى در مسائل مالى ، به معناى مصطلح براى اين واژه نداشته است ، بلكه اقدامات وى در جمع‌آورى اموال و هزينهء كردن آنها تابع خواسته‌ها و تمايلات وى بوده به طورى كه ثروتهاى عظيمى را به نيروهاى طرفدار خود مىداد و مخالفان خود را حتى از سهميهء عادى خودشان محروم مىساخت . اموال را تصاحب مىكرد و مالياتها را به ناحق وضع مىنمود . ( 2 ) به طور قطع در حكومت معاويه هيچ نشانى از اقتصاد اسلامى كه مسائل اقتصادى را با برجسته‌ترين و عميق‌ترين شيوه‌ها حل مىكند ، وجود نداشت ؛ زيرا اقتصاد اسلامى به ازدياد درآمد فردى و مبارزه با بيكارى و نابودى فقر ، همت مىگماشت و اموال دولت را در مالكيت مردم به حساب مىآورد كه بايد براى پيشرفت زندگى و ازدياد رفاه ملّت به كار گرفته شود ، ولى معاويه فقر و نيازمندى را در ميان اكثريت مطلق افراد جامعه پراكنده ساخت و سرمايه‌دارى را نزد گروه كوچكى كه بر سرنوشت و امور مردم حاكم بودند ، به وجود آورد كه بعضى از مسائل عمدهء سياست اقتصادى وى عبارتند بودند از :