تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
پشتيبانى نمىشد ، بلكه به زور اسلحه بر مردم تحميل شده بود كه معاويه خود به طور رسمى به اين موضوع اعتراف كرد و در سخنانى كه در برابر جمع كثيرى از مردم بر زبان آورد ، گفته بود : « به خدا ! من خلافت را از راه محبتى كه به من روا داشته باشيد يا بر حكومتم مسرور باشيد به دست نياوردم بلكه با اين شمشيرم با شما جنگيده‌ام ، اگر ديديد تمامى اجتماعتان را قوام ندادم ، پس قسمتى از آن را از من بپذيريد . . . » . ( 1 ) هنگامى كه پس از صلح ، امّت چون طعمه‌اى در زير نيشهايش قرار گرفت ، در « نخيله » خطابه‌اى تند ايراد كرد و در آن ، جبروت و طغيان خود را نسبت به امّت و بىاعتنايىاش به حقوق مردم را اعلام كرد و ضمن آن گفت : « به خدا ! من با شما نجنگيده‌ام كه نماز بخوانيد ، روزه بگيريد ، به حج برويد و يا زكات بدهيد ، شما اين كارها را انجام مىدهيد ، ولى من با شما جنگيده‌ام تا بر شما حكومت كنم و خداوند اين را به من داده است در حالى كه شما خواهان آن نبوده‌ايد » « 1 » . ( 2 ) اين خطابه ، جهت‌گيريهاى شرورانهء معاويه را نشان مىدهد ؛ زيرا وى به خاطر حكومت و تسلّط بر مردم بود كه خون مسلمانان را ريخت و سوگوارى و غم و اندوه را در خانواده‌هايشان پراكنده ساخت . ( 3 ) ما ناگزيريم كه برنامه‌هاى سياسى حكومت معاويه و حوادث عظيم همزمان با آنها را بررسى كنيم ؛ زيرا به عقيدهء ما ، اين موارد از برجسته‌ترين عوامل انقلاب حضرت امام حسين عليه السّلام مىباشد ، از آن جهت كه آن حضرت محروميّت و رنجى را كه مسلمانان با آن دست به گريبان بوده و انحراف
هامش
( 1 ) حياة الامام الحسن عليه السّلام 2 / 262 . شرح نهج البلاغة 16 / 46 .