گريه مكن كه تو با زهر كشته مىشوى و برادرت حسين با شمشير به قتل مىرسد » .
( 1 ) پيشگويى امام ، محقق شد و چند سالى نگذشت كه معاويه ، با زهر ، حضرت حسن عليه السّلام را ترور كرد و جگرش را سوزاند و شمشيرها و نيزهها بدن حضرت حسين عليه السّلام را پاره پاره نمود و اعضايش در صحراى كربلا از هم دريده شدند .
( 2 ) مورخان مىگويند : امام حسين عليه السّلام هنگام ترور شدن پدرش ، در كوفه نبود بلكه در اردوگاه نخيله ، فرماندهى يكى از واحدهاى سپاهى كه امام آن را براى نبرد با معاويه تهيه ديده بود ، بر عهده داشت و امام حسن ، قاصدى به نزد وى فرستاد و او را از آنچه بر پدرش جارى گشته ، باخبر ساخت . آن حضرت به كوفه مراجعت نمود در حالى كه غرق در غم و اندوه بود و پدر خود را در حال مرگ يافت ، پس خود را بر او انداخت و با اشكهايى كه بر صورتش جريان داشت ، پدر را غرق بوسه ساخت .
( 3 ) امام بزرگوار ، فرزندانش را به اخلاق و الا و ارزشهاى انسانى وصيت فرمود و از آنها خواست كه جز قاتلش ، كسى را نكشند و كشته شدن آن حضرت را وسيلهاى براى فتنه و خونريزى ميان مسلمين ، قرار ندهند ، آن گونه كه بنى اميه هنگام كشته شدن پيشوايان عثمان ، چنين كرده بودند .
( 4 )
به سوى خلد برين
امام ، در حالى كه آيات قرآن كريم را تلاوت مىكرد ، با دردهاى احتضار دست به گريبان بود . آخرين چيزى كه بر زبان آورد ، گفتار خداى تعالى بود كه :