كه وى رابطهء محكمى با « عمرو عاص » داشت و از مدتها قبل ، همكار وى بوده است ؛ زيرا هنگامى كه عمرو عاص مصر را فتح كرد ، ابن ملجم همراه وى بود و نزدش جايگاه داشت تا آنجا كه به او دستور داد در نزديكى وى اقامت نمايد « 1 » . گمان بيشتر اين است كه وى عمرو عاص را از توافق خود با دو همكارش در مورد توطئهء ترور وى ( يعنى عمرو عاص ) و امام و معاويه ، با خبر ساخته بود لذا عمرو عاص ، براى نماز خارج نشد و ديگرى را به جاى خود فرستاد و نجات يافتن اين بر حسب تصادف نبود ، بلكه حاصل توطئهاى بود كه ريشههاى آن با همراهى عمرو عاص ، تنظيم يافته بود .
اينها بعضى از امورى است كه موجب گمان مىگردد كه حزب اموى در طرح توطئه و پشتيبانى از آن ، نقش داشته است .
( 1 )
ترور امام عليه السّلام
ماه رمضان كه قرآن در آن نازل گرديد ، بر مسلمين روى آورد و امام ، يقين داشت كه در اين ماه عظيم ، به جايگاه قدس منتقل مىشود ، به همين جهت سعى داشت با نان جو و نمك افطار كند . و بنا به آنچه مورخان مىگويند ، بيش از سه لقمه تناول نمىفرمود . آن حضرت ، شبهاى اين ماه را به عبادت احيا مىنمود . هنگامى كه شب هيجدهم فرا رسيد ، امام فرود آمدن آن مصيبت خردكننده را احساس نمود و افسرده و غمگين به نظر مىرسيد . ستارگان را مىنگريست كه پرتوى لرزان داشتند . گويى شعاعهاى اندوه ، خود را به زمين مىفرستادند . آنگاه چنين فرمود : « نه دروغ گفتهام و نه به من دروغ گفته شد ، اين
هامش
( 1 ) همان .