تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
مردم و فراهم آوردن آنان برگرد حق ، به چيز ديگرى نينديشيده بود . ( 1 ) هنگامى كه امام ، ضربهء شمشير را حس كرد ، لبانش به لبخند گشوده شد و فريادش در اطراف مسجد پيچيد كه : « فزت و رب الكعبه » ؛ « به خداى كعبه رستگار شدم » . ( 2 ) اى امير المؤمنين ! تو نخستين رستگار و عظيم‌ترين بهره‌مند از خشنودى پروردگار بوده‌اى . تو از زمان نرمى ناخنهايت در نوجوانى ، با حق ، همراهى كردى و در دينت ، دورويى و نفاق نداشتى و رضايت هيچ كس را بر طاعت خداوند ترجيح ندادى ، جهاد كردى و مبارزه نموده در راه اوج گرفتن سخن خدا در زمين ، با جان و وجودت ، خود را فداى رسول خدا كردى و از او حمايت نمودى . ( 3 ) تو رستگار گشتى و اصول عقيدهء تو پيروز گشت و تو به تنهايى با رسم درخشانى كه بر جاى نهادى ، سخن روز همهء روزگار ، باقى ماندى كه آسمان دنيا را روشنى بخشيد و با جوهر حق و عدل ، نسلها را تغذيه نمود . ( 4 ) هنگامى كه خبر كشته شدن امام منتشر گشت ، مردم به سوى مسجد شتافتند و آن حضرت را افتاده در محراب يافتند كه ياد خدا را بر زبان مىآورد و خون زيادى از او رفته بود . او را به منزلش منتقل كردند ، در حالى كه مردم به سختى مىگريستند و با جانى دردمند ، فرياد مىكشيدند : - امام حق و عدالت كشته شد . - پدر ناتوانان و غريبان كشته شد . زنان خانوادهء آن حضرت ، شيون كنان به استقبالش شتافتند ، آن حضرت عليه السّلام آنان را به شكيبايى امر فرمود . امام حسن عليه السّلام غرق در گريه بود ، امام روى به وى كرد فرمود : « فرزندم !