معناى اين ابيات ، اين است كه معاويه خود ، آن كسى است كه مسلمين را با كشتن امام ؛ يعنى بهترين انسان ، سوگوار نموده و او مسئول ريختن خون آن حضرت بوده است . طبيعى است كه ابو الاسود ، اين جنايت را به معاويه نسبت نمىدهد مگر پس از اينكه از موضوع مطمئن شده باشد ؛ زيرا وى در آنچه مىگفت ، بسيار احتياط را رعايت مىكرد .
( 1 ) 2 - « قاضى نعمان مصرى » كه يكى از مورخان قديم است ، گفتهاى را ذكر نموده مبنى بر اينكه معاويه خود ، ابن ملجم را براى ترور كردن امام فرستاده بود .
وى چنين گفته است : « گفته شده كه معاويه با وى ( يعنى ابن ملجم ) در اين مورد ( يعنى ترور كردن امام ) معاملهاى انجام داده ، پنهانى با وى قرار گذاشته و برايش ، پاداشى در اين خصوص قرار داده بود . . . » « 1 »
( 2 ) 3 - از جمله مواردى كه شركت حزب اموى در توطئه را مؤكّد مىسازد اين است كه « اشعث بن قيس » ابن ملجم را پشتيبانى نمود و هنگام انجام ترور نيز همراه وى بوده و به وى گفته است : « خود را نجات ده كه صبح ، تو را رسوا مىسازد » . هنگامى كه « حجر بن عدى » اين را شنيد بر او فرياد زد : « اى اعور ! او را كشتى » . اشعث از قوىترين عناصر طرفدار حزب اموى بود ، او همان كسى است كه امام را ناگزير به قبول حكميت كرد و امام را زمان اندكى پيش از كشته شدن به قتل تهديد نمود . نيز وى جاسوسى براى معاويه در كوفه بوده است .
توطئه - به گفتهء راويان - بسيار پنهانى و محرمانه صورت گرفت ، پس چه
هامش
( 1 ) المناقب و المثالب ، نوشتهء قاضى نعمان مصرى از كتابهاى تصويربردارىشدهء كتابخانهء امام حكيم .