أَمِنْتُكُمْ عَلى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ . وَ لَمَّا فَتَحُوا مَتاعَهُمْ وَجَدُوا بِضاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قالُوا يا أَبانا ما نَبْغِي هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا وَ نَمِيرُ أَهْلَنا وَ نَحْفَظُ أَخانا وَ نَزْدادُ كَيْلَ بَعِيرٍ . ذلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ
. « 1 »
بيان از كمى مقدار ، تنها به واژهء يسير است و از فصيحان شنيده نشده است كه گفته باشند « كلت لزيد كيلا يسيرا » چون هيچ رابطهاى بين « يسير يا عسير » با كيل يا وزن كردن وجود ندارد . « 2 »
اما معناى موردنظر در آيه غير از اين است ؛ چون برادران يوسف به پدرشان گفتند « ما از توشهء وزن شده بيشتر برداشتيم و برادرمان - برادرى غير از يوسف ع - با بار شتر ما را همراهى كرد و براى هر نفر يكبار بود نه بيشتر . . . براى اين معنا گفته شده است « كيل يسير » يعنى براى ما ميسّر است اگر برادرمان ما را همراهى كند .
« يسير » در كارهاى آسان كاربرد فراوان دارد مثل « عسر » در امور دشوار . « 3 » مراد از « يسير » همان آسان است نه اندك در كميّت و عدد . « 4 » يعنى آن كيل ، چيز اندكى است كه پادشاه آن را به ما داده است و بر ما مضايقه نكرده است ؛ يا اينكه بر آن آسان است و چندان بر او دشوار نيست . « 5 »
يا فعل « امشوا » در آيهء
وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ . أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ . وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ
. « 6 »
تعبير « امضوا و انطلقوا » هر دو جايز است ولى آنچه كه گفته شده است بليغتر و بهتر است . « 7 » حقيقت آن است كه « مشى » در اين موضع به معنا نزديكتر است ، چون قصد استمرار بر عادت معمولى و روند عادى بدون اظهار ناراحتى است نه انتقال از امر نخست ؛ و به ثبات و صبر كه به آن مأمورند « اصبروا على آلهتكم » نزديكتر
هامش
( 1 ) يوسف : 63 - 65 .
( 2 ) بيان اعجاز القرآن ، ص 27 .
( 3 ) همان ، صص 38 - 39 .
( 4 ) همان ، ص 39 .
( 5 ) الكشاف ، ج 2 ، ص 332 .
( 6 ) ص : 4 - 6 .
( 7 ) بيان اعجاز القرآن ، ص 34 .