تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
عظمت گزينش قرآنى و دقّت آن به عنوان ستون بلاغت قرآن آن‌جا مشخص مىشود كه اگر جاى واژگانى عوض شود ، معنا تغيير مىكند يا آن زيبايى و لطافت كه با آن واژه بوده است از بين مىرود . « 1 » اين يك ملاحظهء قديمى است كه امروزه در راستاى پژوهشهاى جديد سبك‌شناسى قرار مىگيرد و بر توجّه به تفاوتهاى دقيق ميان واژگان مبتنى است . به گونه‌اى كه يك واژه براى مقياسى است كه واژگان ديگر صلاحيت آن را ندارند . هم‌چنين واژگان جانشين واژه به كار رفته در قرآن را در حدّ بلاغت معجزه ارائه مىنمايد . واژگان جانشين همان ليست واژگانى است كه مىتواند گزينش شوند و در شكل اعتراض‌هاى مخالفان گزينش قرآنى آمده است . مثلا كاربر واژهء أكله در آيهء
قالُوا يا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقِينَ
. « 2 » معمول آن است كه افتراس براى درندگان به كار رود . گفته مىشود : إفترسه السبع . دليل آن اين است كه أكل كاربرد عام دارد و اختصاص به حيوانى خاص ندارد . « 3 » اما معناى افتراس در درندگان ، همان كشتن است و اصل آن شكستن گردن . اين معنا در اين آيه درست نيست ، چون برادران يوسف ادعا كرده بودند كه گرگ او را خورده است و حتى تكه استخوانى از او را رها نكرده است . اين ادعا بدان خاطر بوده است كه آنها از پدر مىترسيدند كه از آنان باقيماندهء جسد يوسف را طلب كند لذا واژهء أكل را به كار بردند تا مطالبه را حذف كنند . اما عبارت « افترسه الذئب » اين معناى دقيق را نمىدهد ولى آيه ، علىرغم اين كه لفظ أكل در مورد گرگ و ديگر حيوانات رايج است باز اين معنا را مىرساند . « 4 » يا كاربرد كلمهء « يسير » در آيه‌اى ديگر در داستان يوسف ع كه فرمود :
فَلَمَّا رَجَعُوا إِلى أَبِيهِمْ قالُوا يا أَبانا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنا أَخانا نَكْتَلْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ . قالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَما
هامش
( 1 ) بيان اعجاز القرآن ، ص 26 . ( 2 ) يوسف : 17 . ( 3 ) بيان إعجاز القرآن ، ص 34 . ( 4 ) همان ، ص 27 .