ناپسند نباشد . « 1 »
خداوند قرآن را به زبان فصيح عربى نازل كرد . اين يعنى از ميان امكانات فراوان زبانى آن را گزينش كرد كه ثروت و غناى زبان عربى به آن اجازه داده است . اگر ميان گزينش بشر و خداوند تفكيك قائل شويم ، تفاوت سبك قرآنى از سبك بشرى مشخّص مىشود . يعنى سرشت آدمى با هر فرهنگى كه دارد و هرچه معارف وى وسيع باشد باز به گونهاى است كه نمىتواند واژگان زبان را براى هر تصوّرى كه دارد مثل معانى دقيق و خيالهاى لطيف رام نمايد . چهبسا ناچار مىشود كه از خيال خود به زمين آيد و به واژهاى آن را پيوند دهد كه پايينتر از خيال سرشار وى است . اما قرآن كريم در اين زمينه هرگز ناتوان نيست كه واژه پيوسته در سطح معنا به دقيقترين وجه و كاملترين صورت باشد و اين همان راز اعجاز و نشانهاى از نشانههاى بلاغت و شكوه آن است . « 2 » لذا گفته شد « كلام خداوند برتر و بالاتر از آن است كه كلامى به آن شباهت داشته باشد و يا با آن مقابله نمايد و چرا چنين نباشد ، حال آنكه كلام موجود برتر و خالق زبانها است . » « 3 »
علت آن است كه عنصر گزينش در سبك قرآنى با قدرت خداوند در ارتباط است . اما در سطح مردم وظيفهء زبان بيان ما فى الضمير و خاطرات آنهاست و آنها از زبان كمك مىگيرند اما توانمندىشان در ميزان توفيق در بيان معنايى كه در نيّت دارند از حيث گزينش واژگان مناسب متفاوت است ؛ چون واژگان سبك و سنگينى دارند و حروف هم تناسب و تنافر ؛ برخى از كلمات گوشنواز نيستند و طبع را ناپسند مىآيند و برخى گوشنوازند و تأثير نيكويى بر روان دارند . علاوه بر اينكه زبان عربى داراى كثرت واژگان و سبك است . تا جايى كه گفته شده است : « زبان عرب گستردهترين زبان از حيث روش و پرواژهترين زبانهاست و تنها پيامبر ص به تمام آنها احاطه دارد . » « 4 » اين از يك سو و از سوى ديگر از يك معنا به واژگانى چند تعبير
هامش
( 1 ) اعجاز القرآن ، باقلانى ، ص 117 .
( 2 ) مباحث فى إعجاز القرآن ، ص 145 .
( 3 ) الصاحبى ، ص 41 .
( 4 ) الرسالة ، ص 41 .