فصل اول گزينش واژگان
ايدهء گزينش در بررسى سبكشناختى آن قدر گسترده است كه حتى مفهوم سبك را نيز دربرمىگيرد ؛ چون برخى از پژوهشگران برآنند كه سبك نويسنده عبارت است از فهرست عظيمى از امكانات آماده در برابر او براى بيان ؛ لذا تعريف سبك عبارت است از گزينش ويژگيهاى زبانى خاص كه نويسنده براى بيان موقعيتى خاص به آن مىپردازد ؛ از مجموع گزينشهاى خاص يك نويسنده ، سبك او شكل مىگيرد كه وجه تمايز اوست . « 1 »
گزينش ، انواعى دارد كه به حسب كاركرد متن و غرض كلى آن و لهجهاى كه نويسنده به آن سخن مىگويد و ساختها و تركيبهاى زبانى كه در متن به كار گرفته مىشود ، متعدد است . « 2 » اما ما به گزينش واژگان بسنده خواهيم كرد تا اين بخش از سبك معجزهآسا را تبيين نماييم ؛ خاستگاه ما اين است كه اصل در كلام آشكار نمودن اهدافى است كه در دل وجود دارد . اگر چنين است بايد واژهاى برگزيد كه به دلالت بر مراد نزديكتر و در اظهار معناى مطلوب واضحتر باشد و بر گوش و جان
هامش
( 1 ) الاسلوب ، مصلوح ، ص 23 .
( 2 ) علم الأسلوب ، صص 89 - 90 .