تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
و مراتب و منازل در جمله‌هاى مركب و اقسام كلام مدوّن وضع نشده است و گفته شده است كه حق اين واژه آن است كه پيش‌تر از آن آيه و حكم آن اين است كه در آنجا واقع شود . همان‌گونه كه در مبتدا و خبر و مفعول و فاعل گفته شده است . . . اگر گوهرشناسى را ديدى كه شعرى را زيبا مىداند و يا نثرى را خوب و از باب لفظ آن را نيكو مىداند و مىگويد زيبا و خوب و روان و گوارا و جذاب است ، بدان كه او از احوالى تو را آگاه نمىسازد كه به آهنگ حروف و ظاهر وضع لغوى بازمىگردد بلكه امرى است كه از ذوق آدمى در دلش واقع مىشود و فضيلتى است كه عقل آن را برمىافروزد . » « 1 » پس مرجع خوبى و زيبايى نظمى است كه به عقل سنجيده مىشود و مرجع آن آهنگ واژگان با دلالت لغوى آن نيست . تقديم و تأخير را مثالى براى خاصيت در نظم آورده است و مىتوان فنون علم معانى مثل حذف ، ذكر ، ايجاز ، اطناب ، وصل و فصل را در آن وارد نمود . اين به تنهايى كافى نيست بلكه تمام تأليف و پيوند ميان مسند و مسند اليه به قياس عقل است نه لغت . « حكم به اين‌كه « زدن » فعل فلانى هست يا نيست و يا بيمارى صفت اوست يا نه ، چيزى است كه متكلم آن را وضع مىنمايد و ادّعا مىكند . . . اگر چنين باشد ، پس هر وضعى شايستهء اين حكم در باب درستى ، فساد ، حقيقت ، مجاز و . . . مىباشد . پس مرجع آن عقل محض است . » « 2 » بدين ترتيب ، نظم بر عقل و قضاياى عقلانى بنا مىشود . همچنين اعجاز قرآن هم بر عقل و مسائل عقلانى از خلال نظم بنا مىگردد . جرجانى خود به بحث در معناى ظاهر در عبارات پيشينيان نپرداخت ، تنها رمزها و اشاراتى پنهان يافتيم كه نياز به تفسير دارد . مىگويد : « من پيوسته از روزگارى كه به خدمت علم درآمدم به سخنان دانشمندان در معناى فصاحت و بلاغت و بيان و مهارت و در بيان محتواى اين عبارات و تفسير مراد آنها نظر داشتم ، برخى را مثل رمز و اشاره يافتم و
هامش
( 1 ) همان ، ص 4 . ( 2 ) همان ، ص 345 .
الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 233 | سيد حسين سيدى / محمد كريم الكواز