تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
از آنان ، به اشاره آنها را مطرح نموده‌اند . « 1 » از جملهء اين شبهه‌ها طعن آنها در آيهء
ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ
« 2 » مىباشد . از نظر آنها موم پديده‌اى است كه زنبور عسل از آنچه از درخت مىريزد مىگيرد و كندوى عسل از آن ساخته مىشود و آنگاه عسل ريخته شده بر درخت را منتقل مىسازد و شكم زنبور هيچ دخالتى در عسل ندارد . جاحظ توضيح مىدهد كه قرآن عسل را شراب ناميده است و حال‌آن‌كه نوشيدنى نيست و اين از باب مجاز است ؛ چون چيزى است كه به وسيلهء آب به نوشيدنى بدل مىگردد . در كلام عرب هم آمده است كه مىگويند : « جاءت السماء اليوم بأمر عظيم . . . شاعر هم گفته است :
اذا سقط السماء بأرض قوم * رعيناه و إن كانوا غضابا
مىپنداشتند كه آنها آسمان را مراقبت مىكنند و آسمان سقوط مىكند . اين بخش مايهء افتخار عرب در زبان‌شان است و به امثال آن گسترش مىيابد و با اين كلام مردم تهامه ، هذيل ، و كنانه را خطاب قرار داده است و اينان صاحبان عسل بوده‌اند و بهتر مىدانستند كه هر صمغى شيره‌اى دارد و هر عسلى روان است ؛ آيا كسى اين بخش را انكار نموده يا بر آن طعنه زده است ؟ « 3 »

نظم از نظر جاحظ

آنچه كه جاحظ در رويكرد هنرى در بررسى سبك قرآن در جاى خود قرار مىدهد و به آن در پيشين بودن و آگاه نمودن به اعجاز قرآن گواهى مىدهد ، ديدگاه وى در بخش معجزهء بلاغى قرآن است ؛ همان ديدگاهى كه در نظم قرآن خود را نشان مىدهد . دلالت نظم از نظر جاحظ به معناى نوع ادبى از قبيل شعر يا خطبه و يا نامه‌ها
هامش
( 1 ) الحيوان ، ج 5 ، ص 423 . ( 2 ) نحل : 69 . ( 3 ) الحيوان ، ج 5 ، ص 426 .