( هشتم ) مالك ، زمين را معين كند ، پس كسى كه چند قطعه زمين دارد وبا هم تفاوت
دارند ، اگر به زارع بگويد در يكى از اين زمينها زراعت كن وآن را معين نكند بنا بر
احتياط ( واجب ) مزارعه باطل است . ( نهم ) خرجى را كه هر كدام آنان بايد بكند معين نمايند .
ولى اگر خرجى را كه هر كدام بايد بكند معلوم باشد لازم نيست آن را معين نمايند .
( مسأله 2238 ) اگر مالك با زارع قرار بگذارد كه مقدارى از حاصل براي أو
باشد وبقيه را بين خودشان قسمت كنند ، چنانچه بدانند كه بعد از برداشتن آن مقدار
چيزى باقي مىماند مزارعه صحيح است .
( مسأله 2239 ) اگر مدت مزارعه تمام شود وحاصل بدست نيايد ، چنانچه
مالك راضى شود كه با اجاره يا بدون اجاره زراعت در زمين أو بماند وزارع هم
راضى باشد مانعى ندارد واگر مالك راضى نشود ، مىتواند زارع را وأدار كند كه
زراعت را بچيند واگر براي چيدن زراعت ضررى به زارع برسد لازم نيست عوض
آن را به أو بدهد . ولى زارع اگر چه راضى شود كه به مالك چيزى بدهد نمىتواند مالك
را مجبور كند كه زراعت در زمين أو بماند .
( مسأله 2240 ) اگر بواسطة پيش آمدى زراعت در زمين ممكن نباشد مثلا
آب از زمين قطع شود ، مزارعه به هم مىخورد واگر زارع بدون عذر زراعت نكند
چنانچه زمين در تصرف أو بوده ومالك در آن تصرفى نداشته است ، بايد اجاره آن
مدت را به مقدار معمول به مالك بدهد .
( مسأله 2241 ) اگر مالك وزارع صيغه خوانده باشند بدون رضايت يكديگر
نمىتوانند مزارعه را به هم بزنند وبعيد نيست كه اگر مالك به قصد مزارعه زمين را
به كسى واگذار كند نيز بدون رضايت يكديگر نمىتوانند معامله را به هم بزنند ولى
اگر در ضمن معامله مزارعه شرط كرده باشند كه هر دو يا يكى از آنان حق به هم زدن
معامله را داشته باشند ، مىتوانند مطابق قرارى كه گذاشتهاند معامله را به هم بزنند .
( مسأله 2242 ) اگر بعد از قرارداد مزارعه مالك يا زارع بميرد مزارعه به هم