را باطل مىكند انجام دهد ، مثلا غذاى حرامى بخورد ، يك كفاره كافيست .
( مسأله 1680 ) اگر روزهدار آروغ بزند وچيزى در دهانش بيايد ، چنانچه
عمدا آن را فرو ببرد ، روزهاش باطل است ، وبايد قضاى آن را بگيرد ، وكفاره هم
بر أو واجب مىشود ، واگر خوردن آن چيز حرام باشد ، مثلا موقع آروغ زدن ،
خون به دهان أو بيايد وعمدا آن را فرو برد بايد قضاى آن روزه را بگيرد وبنابر
احتياط واجب كفاره جمع هم بر أو واجب مىشود .
( مسأله 1681 ) اگر نذر كند كه روز معينى را روزه بگيرد ، چنانچه در آن
روز عمدا روزه خود را باطل كند ، بايد كفاره بدهد وكفاره آن به نحوى است كه
در مسأله " 1669 " ذكر شد .
( مسأله 1682 ) اگر روزهدار بگفته كسى كه مىگويد مغرب شد واعتماد بگفته
أو نيست افطار كند وبعد بفهمد مغرب نبوده است يا شك كند كه مغرب بوده است
يا نه قضا وكفاره بر أو واجب مىشود .
( مسأله 1683 ) كسى كه عمدا روزه خود را باطل كرده ، اگر بعد از ظهر
مسافرت كند ، يا پيش از ظهر براي فرار از كفاره سفر نمايد ، كفاره از أو ساقط نمىشود ،
بلكه اگر قبل از ظهر مسافرتى براي أو پيش آمد كند نيز كفاره بر أو واجب است .
( مسأله 1684 ) اگر عمدا روزه خود را باطل كند ، وبعد عذرى مانند حيض
يا نفاس يا مرض براي أو پيدا شود ، احتياط واجب اين است كه كفاره را بدهد .
وبعيد نيست
كه در اين صورت كفاره واجب نباشد .
( مسأله 1685 ) اگر يقين كند كه روز أول ماه رمضان است وعمدا روزه
خود را باطل كند ، بعد معلوم شود كه آخر شعبان بوده كفاره بر أو واجب نيست .
( مسأله 1686 ) اگر انسان شك كند كه آخر رمضان است يا أول شوال وعمدا
روزه خود را باطل كند ، بعد معلوم شود أول شوال بوده كفاره بر أو واجب
نيست .