تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
چون در ساختمان « حالت » عنصرى واحد دخالت نمىكند بلكه مجموعه‌اى از عناصر در تأسيس و بناى آن جمع مىشوند ، و مثل كلمه است كه براى شكل‌گيرى به بيش از يك حرف نياز است ، و مثل جمله كه بيش از يك كلمه براى سخن گفتن نياز است . چون ما در هر شىء نعمت خداوند را مىبينيم ، پس « حالت » در طبيعت خود هميشه حسن و نيكوست ، و هرگاه به هر علّتى دچار اشكال و فساد گردد ، حكم بر « حالت » تسرّى نمىيابد ، چون خود فاسد گشت و به ضدّ خود تغيير يافت . و هرچه امور به اين حالت ادامه يابند ، هميشه به نعمت بيان مىشوند . شريف جرجانى هم تعريفى خوب از نعمت ارائه مىدهد ، كه هرچند از مرتبهء تعريف راغب در خوبى و دقّت و نوآورى كمتر است ، ولى نسيم خوشبويى از معانى به عقل مىرساند . مىگويد : « نعمت آن است كه به‌واسطهء آن قصد احسان و نفع شود ، نه براى عوض و پاداش و نه براى غرض . » از معانى خوب آن اين كه ، بلا و سختى هم از نعمتهايند ، چون از جانب خالق تنها خير و احسان و نفع قصد مىشود : « سبحانك الخير كلّه فى يديك و الشرّ ليس إليك . » از معانى آن همچنين آن است كه « خداوند بىهدف به مخلوقاتش نعمت نمىبخشد و در افعال او هم عبث و بيهودگى نيست و به خاطر نياز هم از وى صادر نمىشود ؛ او از مخلوقاتش ذاتا و از هر نيازى ديگر بىنياز است :
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
« 1 » . شايد چنين توهّم شود كه تعريف جرجانى در عبارت « بدون غرض » شامل نعمتهاى خداوند به بندگانش و نعمت بندگان به يكديگر گردد ؛ كه اين اعتقاد در حدود وهم باقى مىماند و صريح و روشن همان است كه ما بيان كرديم و به اوهام وقعى نمىنهيم . چون صاحب نعمتى جز خداوند نيست ، و اگر نعمتى از جانب بندگان آيد ، آنها در حقيقت واسطه‌هايىاند كه به فرمان او كار مىكنند . علّامه طباطبايى با توجّه به اين معنا ، در تفسير آيهء
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
« 2 » مىگويد : « پيداست وقتى كه خداوند خالق هر چيزى باشد ، آثار وجود اشياء ، كه همان
هامش
( 1 ) - فاطر ( 35 ) آيهء 15 : اى مردم ! شما به خدا نيازمنديد ، و خداست كه بىنياز ستوده است . ( 2 ) - ابراهيم ( 14 ) آيهء 34 : و اگر نعمت خدا را شماره كنيد ، نمىتوانيد آن را به شمار درآوريد .