تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
ودرو كردن زرع كند ويا خود اين كار را انجام دهد وحكم صورت أول در مسأله قبل گذشت .
( 1770 ) اگر به سبب حوادثى زراعت در زمين ممكن نباشد ، مثلا آب از زمين قطع شود ، در صورتي كه مقدارى از زراعت ، حتى مثل قصيل كه بتوان به حيوانات داد به دست آمده باشد ، آن مقدار مطابق قرارداد مال هر دوى آنهاست ودر بقيه ، مزارعه باطل است ، واگر زارع زراعت نكند ، چنانچه زمين در تصرف أو بوده ومالك در آن تصرفى نداشته است ، بايد اجاره آن مدت را به مقدار معمول به مالك بدهد .
( 1771 ) اگر مالك وزارع صيغه خوانده باشند ، بدون رضايت يكديگر نمىتوانند مزارعه را به هم بزنند ، وهم چنين است اگر مالك به قصد مزارعه زمين را به كسى واگذار كند وأو هم به همين قصد بگيرد ، ولى اگر در ضمن خواندن صيغه مزارعه شرط كرده باشند كه هر دو يا يكى از آنان حق به هم زدن معامله را داشته باشند ، مىتوانند مطابق قرارى كه گذاشته اند معامله را به هم بزنند .
( 1772 ) اگر بعد از قرارداد مزارعه ، مالك يا زارع بميرد ، مزارعه به هم نمىخورد ووراث به جاى آنان مىباشند ، واگر مالك در عقد مزارعه شرط كند كه زارع خودش كار مزارعه را انجام دهد ، ولى زارع قبل از عمل بميرد ، عقد باطل نمىشود ولى مالك اختيار فسخ پيدا مىكند . واگر بعد از آن كه مقدارى از عمل را انجام داد بميرد ، باز هم مزارعه باطل نمىشود ، پس اگر مقصود از شرط اين بوده كه خودش از أول تا آخر كار كند به طورى كه اگر قبل از اتمام كار عاجز شد شرط آنها محقق نشده ، مالك مىتواند مزارعه را نسبت به گذشته وآينده فسخ كند ، واگر مقصود از شرط اين بوده كه تا وقتي هست ومى تواند ، خودش انجام دهد ، در اين صورت تنها نسبت به آينده حق فسخ دارد وارزش كار زارع تا وقت مردن ، براي وراث أو محفوظ است .
( 1773 ) اگر با وجود تسليم زمين ، زارع اختيارا زراعت نكرد ، ويا با حاضر بودن زارع ، مالك زمين را تسليم ننمود ، هر كدام به مقدارى كه حق ديگرى را ضايع كرده ضامن است . همچنين اگر عامل كوتاهى كند وبه سبب زراعت نكردن نقصى در
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 353 | الشيخ محمد تقي بهجت