( 1412 ) كسى كه خمس بدهكار است ، اگر با حاكم شرع مصالحه كند ، مىتواند
در تمام مال تصرف نمايد وبعد از مصالحه ، منافعى كه از آن به دست مىآيد مال
خود أو است .
( 1413 ) اگر از مالي كه خمس آن واجب شده ولى خمس آن را نپرداخته وبه
ذمه هم نگرفته ، سودى ببرد ، مقدارى از سود كه در مقابل خمس آن مال است مال
شخص نخواهد بود ، وبايد خمس أصل مال وتمام سودى كه در مقابل خمس
بدست آورده وخمس بقيه سود را بدهد ، مثلا صد تومان مال خمس نداده داشته
واز آن پنجاه تومان سود برده ، بيست تومان بابت خمس أصل مال وده تومان بابت
سود اين بيست تومان وهشت تومان بابت خمس چهل تومان باقيمانده ، بايد
خمس بدهد .
( 1414 ) در تعلق خمس به سودى كه به مال طفل تعلق مىگيرد اشكال است
وظاهر عدم تعلق خمس است به مال طفل ، ولى أحوط اداى خمس بعد از بلوغ است
ووقت تعلق آن گذشتن سال بر اولين سودى است كه علم به وقت آن دارد .
( 1415 ) كسى كه خمس مال خود را نداده وفقير شده ، ويا اگر الان بدهد فقير
مىشود ، همان طور كه ساير بدهى ها ساقط نمىشود ، خمس مال أو نيز ساقط
نمىشود وبايد به حاكم شرع مراجعه كند .
كسى كه از أول تكليف خمس نداده ، اگر ملكي بخرد وقيمت آن بالا رود ،
چنانچه آن ملك را براي ترقى قيمت نخريده باشد ، مثلا زمينى را براي زراعت
خريده است ، اگر پول آن را بعد از تعلق خمس به فروشنده داده ، خمس همان پول
را فعلا بايد بدهد وتفاوت ارزش پول را با حاكم مصالحه نمايد . وبا پرداخت
خمس تصرفات قبلي بدون اشكال مىشود ، واگر آن پول مشكوك در تعلق خمس
بوده ، احتياطا با حاكم مصالحه نمايد .
كسى كه از أول تكليف خمس نداده ، اگر از منافع كسب ، چيزى كه به آن
احتياج ندارد خريده ويك سال از خريد آن گذشته ، بايد خمس آن را بدهد ، ولى
أثاث خانه وچيزهاى ديگرى كه نياز داشته ومطابق شأن خود خريده ، اگر بداند كه
از فايده در بين سال خود آنها را خريده ، خمس واجب نيست ، واگر نداند كه از