أم لخود غريرة الطرف تهوا - * ني بصدق الوداد أو أهواها
و يا به خاطر سپيد روى ميان باريكى كه با عشق راستينش مرا دوست داشته است و يا من عاشق او گشتهام ؟
أم لصافي المدام من مزة الطعم * عقار مشمولة أسقاها
و يا براى جام مى خوشگوار سرخ رنگى كه آشاميدهام ؟
حاش للّه لست أطمع نفسي * آخر العمر في اتّباع هواها
حاشا كه من در آخر عمر نفس خود را در پيروى از هوى و هوسش به طمع نمىاندازم .
بل بكائي لذكر من خصّها اللّ * - ه تعالى بلطفه و اجتباها
بلكه گريهام به خاطر يادآورى از كسى است كه خداوند او را به لطف خود مخصوص گردانيده و برگزيده است .
ختم اللّه رسله بأبيها * و اصطفاه لوحيه و اصطفاها
خداوند پيامبرانش را به پدر او ختم كرده و او را براى وحى خود برگزيده است ،
و حباها بالسّيدين الزكيّي * - ن الإمامين منه حين حباها
و دو سرور پاك و پاكيزه و دو امام و پيشوا به او بخشيده و عطا فرموده است .
و لفكري في الصاحبين اللذين اس - * تحسنا ظلمها و ما راعياها
و دربارهء آن دو صحابى مىانديشم كه ستم بر آن بانو را نيكو دانسته رعايت حقّ او نكردند .
منعا بعلها من العهد و العق - * د و كان المنيب و الأوّاها
شوهرش را از عهد و پيمانى كه با او بستند منع نمودند ، و حال آنكه او انسانى پارسا و خدا ترس بود .
و استبدّا بإمرة دبراها * قبل دفن النبىّ و انتهزاها
حكومتى كه ربودنش را پيش از دفن پيامبر طرحريزى كرده بودند ، به خود اختصاص داده از چنگ او ربودند .
و أتت فاطم تطالب بالإر - * ث من المصطفى فما ورّثاها
فاطمه عليها السّلام براى طلب ارث خود از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد آنان رفته ارثش را به او ندادند .