هستم [ براى غصب حقّ او ] ، او كه پدر فرزندانت حسن و حسين ، و برادر و ولىّ و مورد علاقهء توست و كسى است كه در كودكى پرورش دادى و در بزرگى به برادرى خود برگزيدى و شيرينترين دوست و صحابهء تو بود ، كسى كه پيشگامترين صحابه در اسلام و مهاجرت و يارى تو بود و سابقهء او بيش از همه مهاجرين و انصار بود . ماتم همهمان را فرا گرفته ؛ گريه قاتل ما گشته و اندوه به ما پيوسته است .
( 1 ) بعد آهى كشيد و نالهاى سر داد كه نزديك بود روح از بدنش مفارقت كند و سپس چنين سرود :
قلّ صبرى و بان عنّى عزائى * بعد فقدى لخاتم الانبياء
بردبارىام اندك شده تسلّاى خاطرم از بين رفته پس از آنكه خاتم الانبياء را از دست دادم .
عين يا عين اسكبى الدّمع سحّا * و يك لا تبخلى بفيض الدّماء
اى ديده اشك بريز ! واى بر تو ! چرا از ريزش خون دريغ مىورزى ؟
يا رسول الاله يا خيرة اللّه * و كهف الايتام و الضّعفاء
اى رسول خدا و اى برگزيدهء خداوند ، اى پناهگاه يتيمان و ناتوانان !
قد بكتك الجبال و الوحش جمعا * و الطّير و الارض بعد يبكى السّماء
كوهها و حيوانات وحشى و پرندگان و زمين همگى بر تو گريستند و بعد آسمان بر تو مىگريد .
و بكاك الحجون و الرّكن و المش * عر يا سيّدى مع البطحاء
حجون و ركن و مشعر و بطحاء ، اى مولاى من بر تو گريست .
و بكاك المحراب و الدّرس * للقرآن فى الصّبح معلنا و المساء
محراب مسجد و درس قرآن در صبح و شب آشكارا بر تو گريست .
و بكاك الاسلام اذ صار فى النّا * - س غريبا من سائر الغرباء
اسلام در آن هنگام كه در بين مردم ، غريبى به سان ديگر غريبان گشت ، بر تو گريست .
لو ترى المنبر الّذى كنت تعلو * - ه علاه الظّلام بعد الضّياء
اگر ببينى منبرى كه تو بر آن بالا مىرفتى ، تاريكى پس از روشنايى بر آن بالا رفته است .
يا الهى عجّل وفاتى سريعا * فلقد تنغّضت الحياة يا مولائى
اى خداى من مرگم را سريعا و هر چه زودتر برسان كه زندگى تيره گشته است اى مولاى من !