پيش از اين روز از دنيا رفته بود و كافران تبهكار را نمىديد كه دست به دست هم داده نسبت به بانوى پاك و نيكوكار ستم روا مىدارند ! نابود باشيد ، نابود گرديد ! اين كارى است كه بازگشتش به خدا و فرجامش به رسول خداست . بر على بن ابى طالب بسا دشوار است كه مىبيند صورت فاطمه بر اثر ضربهء سيلى سياه گشته با اينكه مقام و منزلتش معروف و روزگاران عزّت و احترامش مشهود است . . . .
صبر و پايدارى زيباتر و بارورتر است و خشنودى به خشنودى خدا برتر ، تا حق از جايگاهش زايل نشود و باطل از آشيانهاش آشكار نگردد ، تا اينكه پروردگارم را ملاقات كنم و از كارهايى كه مرتكب شديد ، حقّم را غصب و سينهام را مالامال خشم و اندوه نموديد ، به او شكوه نمايم كه او بهترين داوران و دلسوزترين مهربانان است و سپاسگزاران را به زودى پاداش خواهد داد ، و سپاس ويژهء خداوند پروردگار جهانيان است . و سپس حضرت ساكت شد . « 1 »
( 1 ) 27 - مفضّل به حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد : اى مولاى من ! اشك ريختن را چه ثوابى است ؟ فرمود : در صورتى كه به خاطر فردى بر حق اشك ريخته شود ، ثوابى بىشمار دارد . مفضّل مدّتى طولانى گريه كرد و گفت : اى پسر رسول خدا ! روز انتقامگيرى شما از روز سختى و اندوهتان بزرگتر است . حضرت فرمود : ولى هيچ روزى همچون روز محنت و اندوه ما در كربلا نيست ، هر چند روز سقيفه و سوزاندن در خانهء امير المؤمنين و حسنين و فاطمه و زينب و امّ كلثوم و فضه و كشتن محسن با ضرب لگد ، بزرگتر و وحشتناكتر و تلختر است ، زيرا آن روز اصل و ريشهء روز عذاب است . « 2 »
و حضرت فرمود : در روز قيامت حضرت خديجه و فاطمه بنت اسد كه جدّههاى محسن مىباشند ، او را در حالى كه خونآلود است با خود مىآورند و به همراه آنان
هامش
( 1 ) علّامه ، حسينى كمالى استرآبادى ، محمّد رضا بن ابى القاسم بن فتح اللّه بن نجم الدين ، « الصوارم الحاسمة فى تاريخ احوالات الزهراء فاطمة » ، خطّى ، به نقل از كتاب « نوائب الدهور » ، ط مكتبة الصدر طهران ، ج 3 ص 157 تأليف عالم بزرگوار مير جهانى .
( 2 ) مير جهانى ، نوائب الدهور ، ص 194 .