را به مدينه فراهم مىنمايد . وقتى كه دخترش براى او مىنويسد كه جواد الائمه زنى ديگر گرفته او را توبيخ كرده مىگويد : « ما تو را به همسرى او درنياورديم كه آنچه را كه خداوند متعال بر او حلال كرده ، حرام كنيم » ، با اينكه مأمون براى دلسوزى و خشمگين شدن اولويّت داشت و براى انكار و جلوگيرى از اين كار شايستهتر بود . به خدا سوگند كه در اين روايت طعن و ايراد بر رسول خدا بيشتر از آن است كه نسبت به امير المؤمنين نكوهش و ملامت شده و اين خبر را كسى جز يك انسان ملحد و بىدين كه مىخواسته هر دو بزرگوار را مورد نكوهش قرار دهد ، جعل نكرده است ، به حدّى كه براى فرونشاندن آتش كينه و عناد خود حتّى از سخنى كه ويرانگر اصول و مبانى خود اوست ، نيز باكى نداشته است .
علاوه بر اينها ، خلاف و اختلافى بين اهل نقل و راويان احاديث وجود ندارد در اينكه خداوند متعال امير المؤمنين على عليه السّلام را به عنوان همسرى با حضرت فاطمه عليها السّلام برگزيده است و رسول خدا تمام خواستگارهاى او را نپذيرفته و فرموده است : « من فاطمه را به همسرى كسى در نخواهم آورد تا اينكه خداوند متعال او را از آسمان خود به همسرى كسى درآورد » . و ما به خوبى مىدانيم كه خداوند از بين مخلوقات خود كسى را انتخاب نمىكند كه او را آزار داده غمگين و اندوهناك سازد و اين بهترين دليل بر دروغگويى اين راوى و كذب اين روايت است .
نكتهء ديگر آنكه هر چيزى با نظاير و امثالش در نظر گرفته مىشود و بر آنها بار مىگردد ، هر كس كه با اخبار و روايات وارد شده در تاريخ زندگى حضرت على عليه السّلام آشنايى داشته ، و چيزى از آنها را شنيده باشد ، به خوبى مىداند كه آن بزرگوار هيچگاه بر خلاف فرمايش حضرت رسول كارى انجام نداده و عملى كه ناخوشايند رسول خدا باشد ، از او صادر نشده و مورد ملامت و سرزنش آن حضرت قرار نگرفته است ، با اينكه ديگر صحابه كارشان بىايراد نبوده مورد سرزنش قرار مىگرفتند و گهگاهى لغزشى از آنان سر مىزد . چگونه ممكن است حضرت در اين مورد خرق عادت كرده بر خلاف سنّت هميشگى و ادب ذاتى خود رفتار كرده باشد ؟ آيا دشمنى و عناد راوى در بين نيست ؟ !
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحه 653
پدیدآورندگان: سيد حسن افتخارزاده
ص۶۵۳