دادم ، بقيّهء آب را بر سر و سينهء من پاشيد . . . . « 1 »
( 1 ) 4 - رسول خدا در شب عروسى و زفاف فاطمه ، پيراهن نوى را براى او تهيّه فرمود . وى پيراهن وصلهدارى نيز داشت . سائلى بر در خانه حاضر شده گفت : من از خاندان نبوّت پيراهن كهنهاى مىخواهم . حضرت خواست پيراهن وصلهدار خود را به او دهد ، به ياد اين آيهء شريف افتاد كه خداوند متعال مىفرمايد :
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
« 2 » . بنابراين ، پيراهن نو خود را به او داد . هنگام زفاف كه فرا رسيد ، جبرائيل نازل شده گفت : اى محمّد ! همانا خداوند به تو سلام مىرساند و به من دستور داده كه بر فاطمه سلام كنم و با من هديهاى از لباسهاى بهشتى از سندس سبز فرستاده ، مىخواهم به او بدهم . هنگامى كه سلام خداوند را به او ابلاغ نمود و پيراهنى را كه جبرائيل آورده بود ، بر او پوشانيد ، حضرت نيز عباى خود را بر او پيچانيد و جبرائيل او را با بالهاى خود در برگرفت تا اينكه نور آن پيراهن چشمان را خيره نكند . هنگامى كه حضرت زهرا در بين زنان كافر نشست و هر يك از آنان شمعى به همراه خود داشتند و حضرت چراغى با خود همراه داشت ، در آن زمان جبرائيل بال خود را به يكسو زد و عبا را برداشت ، انوارى از او تابيد كه مشرق و مغرب را روشن مىكرد . با تابش نور بر ديدگان زنان كافر ، كفر از دلهاى آنان بر طرف شده شهادتين گفتند . « 3 »
اسماء و مراسم عروسى
( 2 ) اسماء بنت عميس گويد : حضرت خديجه عليها السّلام به هنگام وفات گريه مىكرد ، عرض كردم : آيا شما كه بانوى زنان جهان و همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشى و بر زبان آن حضرت بشارت به بهشت براى شما آمده ، گريه مىكنى ؟ فرمود : من به خاطر مرگ گريه نمىكنم ، لكن هر زنى در شب عروسىاش نيازمند زنى ديگر است كه سرّش را با
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 43 ص 132 .
( 2 ) آل عمران ( 3 ) : 92 : هرگز به مقام نيكوكاران نخواهيد رسيد تا اينكه از آنچه كه دوست داريد ، انفاق كنيد .
( 3 ) صفورى ، نزهة المجالس ، ج 2 ص 226 ؛ به نقل از احقاق الحق ، ج 10 ص 402 .