مىنشست ، دلها و احساسات را به لرزه مىآورد ، خطبه و سخنرانى آن حضرت در مقابل مهاجرين و انصار گواهى راستين بر حضور ذهن و قدرت سخنورى اوست .
( 1 ) 7 - علّامه محقق ، عمر رضا كحاله گويد « 1 » : هنگامى كه أبو بكر تصميم گرفت فدك را از حضرت زهرا بگيرد و اين خبر به او رسيد ، او چادرش را بر سر انداخته . . . .
( 2 ) 8 - علّامه اربلى رحمه اللّه گويد : پس هم اكنون خطبهء فاطمه عليها السّلام را مىآوريم ، زيرا آن از خطبههاى زيبا ، ظريف و بديع است ، پرتوى از انوار نبوّت و شكوفهاى از گلهاى رسالت بر آن است ؛ دوست و دشمن آن را نقل كردهاند و من آن را از كتاب « السقيفة » نوشتهء أبو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى از روى نسخهاى قديمى كه نزد مؤلّف آن خوانده شده ، از عمر بن شبّه نقل مىكنم كه مىگويد : آن را در ربيع الآخر سال سيصد و بيست و دو بر او قرائت كردم ، وى خطبهء حضرت زهرا را از رجال روايتى خود از چندين طريقه روايت كرده گويد : هنگامى كه فاطمه عليها السّلام خبردار شد كه أبو بكر تصميم گرفته تا فدك را از او بگيرد ، چادرش را بر سر انداخته و در بين جمعى از خويشاوندانش نزد أبو بكر رفت . . . . « 2 »
( 3 ) 9 - علّامه مجلسى رحمه اللّه گويد : اين خطبه ، از جمله خطبههاى مشهورى است كه شيعه و سنّى با سندهايى متعدّد آن را نقل كردهاند و من از آن جهت تمام اسناد آن را در اينجا آوردم كه دليلى بر تعدّد اسناد و راويان آن باشد . . . . شيخ صدوق بخشى از آن را كه به علل شرايع مربوط مىشده ، در كتاب « علل الشرايع » خود از ابن متوكّل از سعدآبادى ، از برقى ، از اسماعيل بن مهران ، از احمد بن محمّد بن جابر ، از زينب دختر على عليه السّلام آورده است :
وى گويد : خبر داد به ما على بن حاتم ، از محمّد بن مسلم ، از عبد الجليل باقطانى ، از حسن بن موسى خشّاب ، از عبد اللّه بن محمّد علوى ، از عدّهاى از رجال و مردان خانوادهاش ، از زينب دختر على از فاطمه عليهم السّلام ( و همين خطبه را ذكر كرده است ) .
و خبر داد به من ، على بن حاتم ، از ابن ابى عمير ، از محمّد بن عماره ، از محمّد بن
هامش
( 1 ) عمر رضا كحاله ، اعلام النساء ، ج 4 ص 116 .
( 2 ) كشف الغمّة ، ج 1 ص 479 .