مىشود كه در هنگام جلوگيرى از تصرّف فدك ايراد فرموده ، منكر شده مىگويند كه از ساختههاى ابو العيناء است ، زيرا سبك سخنان چنان است كه كسى براى ايراد يك سخن بليغ ايراد خطبه كرده باشد ! وى در پاسخ فرمود : من بزرگانى از خاندان ابو طالب را ديدهام كه آن را از پدرانشان نقل كرده و به فرزندانشان تعليم مىدادند و پدرم براى من آن را از پدرش نقل كرده به حضرت فاطمه رسانيده اين خطبه را نقل مىكرد . و بزرگان شيعه روايت كرده آن را به يكديگر درس مىدادند پيش از آنكه جدّ ابو العيناء متولّد شود و حسين بن علوان از عطيّه عوفى نقل كرده كه از عبد اللّه بن حسن بن حسن شنيده است كه اين خطبه را از پدرش نقل مىكرده است . بعد ابو الحسين زيد گفت : اينان اگر دشمن اهل بيت نبودند چگونه با اينكه از عايشه به هنگام مرگ پدرش كلماتى عجيبتر از اين خطبه را نقل مىكنند ، باز منكر انتساب اين خطبه به حضرت زهرا مىشوند ؟ و پس از نقل كامل حديث و دو بيت اوّل ، ابيات ذيل را نقل مىكند .
ضاقت علىّ بلادى بعد ما رحبت * و سيم سبطاك خسفا فيه لى نصب
شهر و ديارم با گسترشى كه داشت ، بر من تنگ شد و نوادگان تو به ناچار خانهنشين شدند و مرا هم از آن بهرهاى بود .
فليت قبلك كان الموت صادفنا * قوم تمنّوا فاعطوا كلّ ما طلبوا
اى كاش پيش از تو مرگ به ما مىرسيد و ديگران هر آرزويى كه داشتند و به هر جا كه خواستند ، مىرسيدند .
تجهّمتنا رجال و استخفّ بنا * مذ غبت عنّا و كلّ الارث قد غصبوا
هنگامى كه تو از ديدهها پنهان شدى مردانى با تندى با ما مواجه شدند ، به ما توهين كردند ، تمام ميراث را ربوده ، غصب كردند .
راوى گويد : ما او را هيچ روزى گريانتر از آن روز نديديم .
سيّد مرتضى گويد : اين خطبه بدين گونه از طرق مختلف و وجوه فراوان روايت شده است . هر كس خواهان آن است از جاى مناسب خود آن را به دست آورد .