ابراهيم مصرى ، از هارون بن يحيى ، از عبيد اللّه بن موسى عبسى ، از حفص الاحمر ، از زيد بن على ، از عمهاش زينب دختر على از فاطمه عليهم السّلام . . . .
سيّد بن طاووس رحمه اللّه در كتاب « الطرائف » موارد شكايت و احتجاج از اين خطبه را از شيخ اسعد بن شفروت در كتاب « الفائق » از شيخى كه در نزد آنان بزرگ و گرامى است و او را حافظ ثقه مىدانند يعنى احمد بن موسى بن مردويه اصفهانى نقل كرده است « 1 » . . .
( 1 ) 10 - علّامه سيّد شرف الدّين رحمه اللّه گويد : گذشتگان از فرزندان على و فاطمه ، خطبهء آن روز حضرت زهرا را براى آيندگان خود نقل كرده و آيندگان به نسل بعدى منتقل مىكردند تا اينكه دست به دست به ما رسيد . بنابراين ، ما فرزندان حضرت فاطمه از پدران خود و پدران ما از پدرانشان روايت مىكنند و همچنين و به همين صورت در تمام قرنها و نسلها تا به زمان امامان از فرزندان على و فاطمه برسد ، و شما مىتوانيد مدرك آن را در كتاب « الاحتجاج » طبرسى و « بحار الأنوار » ببينيد و از نويسندگان و بزرگان اهل سنّت نيز افرادى مانند : أبو بكر محمّد بن عبد العزيز جوهرى در كتاب « سقيفه » و « فدك » با اسناد آن را نقل كردهاند كه برخى به حضرت زينب ، دختر على و فاطمه ، و بعضى به امام ابو جعفر محمّد باقر ، و برخى ديگر به عبد اللّه بن حسن بن حسن مىرسد كه همگى اسناد خود را مرفوعا به حضرت زهرا مىرسانند . چنان كه در صفحهء 78 جلد چهارم شرح نهج البلاغه حميدى است . و همچنين اين خطبه را ابو عبيد اللّه محمّد بن عمران مرزبانى با اسناد به عروة بن زبير ، از عايشه نقل كرده كه او از حضرت زهرا مرفوعا نقل مىكند ، چنان كه در صفحه 93 از جلد چهارم شرح نهج البلاغه آمده است ، و به طورى كه در صفحهء 94 همين جلد از اين كتاب آمده ، مرزبانى با اسناد به ابو الحسين زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب ، از پدر خود و به نقل از جدّش كه نهايتا آن را به حضرت زهرا عليها السّلام رسانده ، نقل كرده است . و بعد او از زيد روايت مىكند كه وى گفته است : بزرگان و مشايخ آل ابو طالب را ديدم
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 8 صص 109 - 108 ، چاپ كمپانى .