( 2 ) و اللّه لو تكافّوا عن زمام نبذه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اليه لاعتلقه ، و لسار بهم سيرا سجحا ، لا يكلّم خشاشه ، و لا يتعتع راكبه ، و لأوردهم منهلا نميرا فضفاضا تطفح ضفّتاه و لا صدرهم بطانا قد تحيّر بهم الرّى غير متحلّ منه بطائل الّا بغمر الماء و ردعة شررة السّاغب و لفتحت عليهم بركات من السّماء و الارض و سيأخذهم اللّه بما كانوا يكسبون .
الا هلمّ فاسمع و ما عشت اراك الدّهر العجب و ان تعجب فقد اعجبك الحادث ، الى اىّ سناد استندوا ، و باىّ عروة تمسّكوا ، استبدلوا الذّنابى و اللّه بالقوادم و العجز بالكاهل ، فرغما لمعاطس قوم
يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً
« 1 » ،
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ
« 2 »
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
« 3 » .
( 1 ) ( 2 ) به خدا سوگند كه اگر از زمام امرى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به على سپرده بود ، دست برمىداشتند آن حضرت مهار شتر رهبرى و خلافت را كاملا در دست مىگرفت و به راحتى و آسانى آنان را رهبرى مىكرد به طورى كه بر شتر خلافت نه جراحتى در بينى ( ناشى از مهار ) ايجاد مىشد ( به واسطهء تسلّط حضرت بر مهار كردن اين مركب ) و نه اضطراب و ناآرامى بر سوار كارش دست مىداد . آنان را به سرچشمهاى زلال ، جوشان و وسيع مىرساند ، تشنگى را بر طرف مىكرد ، در آب غوطهور شده و شرارهء تشنگى و گرسنگى را خاموش مىنمود .
بيا بشنو ! كه تا زندهاى به شگفت خواهى آمد و روزگار با رويدادهاى تازهاش بر شگفتى تو خواهد افزود . به چه دليل و مستندى تكيه كرده و به كدام ريسمانى چنگ زده كه شهپر را به پرهاى نازك و بىخاصيّت تعويض كرده ، پيشگامان و فرزانگان را كنار گذاشته و فرومايگان را بر سر كار آوردند ؟ ! پس اى كاش بينى آن مردمى كه مىپندارند كه كار نيك انجام مىدهند ( ولى در عمل فرومايگان را حمايت مىكنند ) ، به خاك ماليده مىشد ! « آگاه باشيد
هامش
( 1 ) كهف ( 18 ) : 104 .
( 2 ) بقره ( 2 ) : 12 .
( 3 ) يونس ( 10 ) : 35 .