صلّى اللّه عليه و آله . فبلّغ الرّسالة صادعا بالنّذارة ، مائلا عن مدرجة المشركين ضاربا ثبجهم ، آخذا باكظامهم ، داعيا الى سبيل ربّه بالحكمة و الموعظة الحسنة ، يكسر الاصنام و ينكت الهام حتّى انهزم الجمع و ولّوا الدّبر ، حتّى تفرّى اللّيل عن صبحه و اسفر الحقّ عن محضه و نطق زعيم الدّين و خرست شقاشق الشّياطين و طاح وشيظ النّفاق و انحلّت عقد الكفر و الشّقاق و فهتم بكلمة الاخلاص في نفر من البيض الخماص و كنتم على شفا حفرة من النّار مذقة الشّارب و نهزة الطّامع و قبسة العجلان و موطئ الاقدام ، تشربون الطّرق ، و تقتاتون الورق ، اذلّة خاسئين ،
تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ
من حولكم .
( 1 ) ( 8 ) آنگاه فرمود : اى مردم ! بدانيد كه من فاطمه هستم و پدرم حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشد . سخنانى حساب شده و داراى آغاز و انجام مىگويم ، بيهوده و ياوه سخن نمىگويم و كارى كه انجام مىدهم ، درست است و ناروا نيست : « پيامبرى از خود شما برايتان آمد ، آنچه كه شما را به زحمت مىانداخت ، بر او دشوار بود ، نسبت به [ خير و صلاح ] شما تمايل شديد داشت و به ايمانآورندگان مهربان و دلسوز بود » اگر حسب و نسب او را بدانيد و بشناسيد او را پدر من مىيابيد ، نه پدر هيچ يك از زنان شما ، و برادر پسر عموى من و نه برادر پسر عموى هيچ يك از مردان شما ، و چه بسيار خوب شخصيّتى است كه انسان منسوب به او باشد .
درود خداوند بر او و خاندانش باد ! آن حضرت رسالت خويش را ابلاغ و بيم و انذار و اندرز خود را اظهار و از مسلك و روش مشركان بر كنار بود ، كمر آنان را شكست و حلقوم ايشان را فشرد و با حكمت و پند نيكو ايشان را به راه پروردگارش دعوت فرمود ، بتها را شكست و گردنفرازان را سركوب كرد تا اينكه جمع ايشان شكست خورده پا به فرار گذاشتند ، شب پردهء سياهش را از چهرهء صبحگاهان به يك سو زد و حق و حقيقت راستين آشكار شد ، رهبر دين لب به سخن گشود و هوى و هوس شياطين فرو نشست ، فرومايگان منافق نابود شدند و گرهها و عقدههاى كفر و اختلاف گشوده شد و منحل گشت ، شما به همراه گروهى از سپيد رويان پاك نهاد ( پارسايان آبرومندى كه از شدت خويشتندارى و گرسنگى روزه سپيد روى و رنگ پريده بودند ) گوياى كلمه اخلاص شديد و حال آنكه بر لب پرتگاه گودال جهنّم بوديد .
به خاطر ضعف و ناتوانى شما ، هر كس كه از راه مىرسيد ، مىتوانست شما را نابود كند ،