روى زمين قرار مىدهم . « 1 »
از اين اخبار و احاديث معلوم شد كه علّت نامگذارى به « زهرا » جهات مختلف و عوامل گوناگون بوده است كه از بعضى از اخبار چنين استفاده شد كه نور جمال و چهرهاش براى امير المؤمنين عليه السّلام در صبحگاهان مانند خورشيد ، در وسط روز مانند ماه و به هنگام غروب همچون ستارهء درخشان مىدرخشيد و چه نيكو سروده است شاعر ، آنجا كه گويد :
خجلا من نور بهجتها * تتوارى الشّمس بالشّفق
به خاطر شرم از نور چهرهاش ، خورشيد در شفق پنهان مىشود .
و حياء من شمائلها * يتغطّى الغصن بالورق
و به خاطر آزرم از قدّ و قامتش ، شاخه با برگ خود را مىپوشاند .
( 1 ) از عايشه نقل شده است : ما دوخت و دوز داشتيم و مىبافتيم و در پرتو نور چهرهء حضرت فاطمه شبها نخ به سوزن مىكشيديم .
در جاى ديگر مىگويد : هنگامى كه فاطمه از پيش روى مىآمد ، راه رفتنش بسان راه رفتن رسول خدا بود ، او هيچگاه خون حيض نديد ، زيرا از سيب بهشتى آفريده شده بود ، حسن را بعد از نماز عصر زاييد و از خون نفاس پاك شد ، غسل كرد و نماز مغرب را خواند و به اين جهت « زهرا » ناميده شد . « 2 »
از انس بن مالك نقل شده است : از مادرم دربارهء فاطمهء زهرا پرسش كردم .
گفت : او بسان ماه شب چهارده و يا خورشيدى بود كه ابر رويش را گرفته باشد و يا از زير ابر بيرون آمده سپيد و روشن و نمايان شود .
توضيح اينكه : گفت خورشيدى كه با ابر پوشيده باشد ، خواسته عفاف و پاكدامنى حضرت را تشبيه به خورشيدى كند كه اگر در پس ابر باشد مىتوان به آن نگريست و نيز مىتوانيد آن حضرت را به خورشيدى تشبيه كنيد كه از زير ابر بيرون آمده باشد . « 3 »
از امّ سلمه رضى اللّه عنها روايت شده است كه فاطمه دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
هامش
( 1 ) همان مدرك .
( 2 ) قاضى نور اللّه شوشترى ، احقاق الحق ج 19 ص 16
( 3 ) عوالم العلوم و المعارف ج 11 صص 22 - 21 .