شبيهترين مردم به حضرت رسول بود . « 1 »
( 1 ) از حضرت رضا عليه السّلام در ضمن حديثى طولانى روايت شده است كه فرمود : به هنگام طلوع هلال ماه رمضان ، نور فاطمه عليها السّلام بر نور هلال غلبه مىكرد و ديده نمىشد . و هنگامى كه فاطمه از منطقهء رؤيت هلال دور مىشد ، نور هلال آشكار مىگشت . « 2 »
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : هنگامى كه خداوند متعال آدم و حوّا را آفريد ، آن دو در بهشت خود را خيلى مهم دانسته به خود مباهات مىكردند . آدم به حوّا گفت :
خداوند هيچ خلقى را بهتر از ما نيافريده است . خداوند به جبرائيل وحى كرد : اين دو بندهام را به بهشت برين ببر ! هنگامى كه وارد فردوس اعلى شدند ، چشمشان به بانويى افتاد كه بر روى يكى از سريرهاى بهشت نشسته بر سرش تاجى از نور ، و بر دو گوشش دو گوشواره از نور بود ، بهشت از خوشرويى او روشن شده بود . آدم به جبرائيل گفت : اى دوست من ! اى جبرائيل ! اين بانويى كه از زيبايىاش بهشت روشن شده ، كيست ؟
گفت : اين فاطمه دختر محمّد ، پيامبرى از فرزندان توست كه در آخر الزّمان مىآيد . پرسيد : اين تاجى كه بر سر دارد ، چيست ؟ گفت : شوهرش على بن ابى طالب عليه السّلام است . پرسيد : اين دو گوشوارهاى كه در گوشش مىباشد ، چيست ؟
گفت : دو پسرش حسن و حسين مىباشند . آدم گفت : اى دوست من ! اى جبرائيل ! آيا اينان پيش از من آفريده شدهاند . گفت : آرى ، آنان چهار هزار سال پيش از آفرينش تو در علم مخفى و مكنون الهى موجود بودند . « 3 »
فى الذّرّ كوّنها البارى و صوّرها * من قبل ايجاد خلق اللّوح و القلم
در عالم ذر خداوند متعال آن را به وجود آورد و پيش از ايجاد لوح و قلم به آن صورت بخشيد .
و توّجت تاج نور حوله درر * يضيء كالشّمس او كالنّجم فى الظّلم
تاجى از نور بر سرش نهاده كه اطرافش گوهرهايى مىدرخشد ، همانند خورشيد و يا
هامش
( 1 ) همان مدرك ص 22 .
( 2 ) بحار الأنوار ج 43 ص 56 .
( 3 ) همان مدرك ص 52 .