تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ، وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ .
« 1 » د ( 1 ) ر اين آيهء شريف ، حضرت عيسى را از ذرّيّهء منسوب به نوح دانسته ، حال آنكه او پسر دخترى بود كه جز از طريق مادر اتّصالى به حضرت نوح نداشت ، و اين محكم‌ترين دليل است بر اينكه فرزندان حضرت فاطمه عليها السّلام ، ذرّيّهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشند . عطا و ديگر مفسّرانى كه از او پيروى كرده‌اند ، گفته‌اند كه در آيهء شريف در كلمه
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ
ضمير « ها » : به حضرت ابراهيم برمىگردد ، كه در اين صورت نكته لطيف ديگرى وجود خواهد داشت و آن عبارت است از آنكه حضرت لوط را در رديف پيامبرانى برشمرده كه به حضرت ابراهيم منسوبند با اينكه لوط از صلب ابراهيم نبوده ، بلكه برادرزادهء او بود و عرب عمو را به جاى پدر قرار مىدهد ، چنان كه دربارهء فرزندان يعقوب چنين مىفرمايد :
نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
« 2 » و معلوم است كه اسماعيل عموى حضرت يعقوب بوده بدون اينكه در رديف پدران او باشد ، ولى قرآن او را همچون پدر دانسته از او در رديف پدران تعبير كرده است . بنابراين ، از اين آيه استفاده مىشود كه مىتوان فرزندان حضرت على عليه السّلام را به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نسبت داد ، زيرا على برادر پيامبر و همچون هارون نسبت به حضرت موسى است ، چنان كه خداوند ، لوط را به حضرت ابراهيم نسبت داد با اينكه لوط برادرزادهء او بود . ابن حصين از عمر نقل مىكند كه : از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىفرمود : تمام دخترزادگان خويشاوندى به پدر دارند به جز فرزندان فاطمه كه خويشاوند آنان منم و من پدر آنهايم . « 3 »
هامش
( 1 ) انعام ( 6 ) : 85 - 84 : به ابراهيم ، اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همه را هدايت كرديم و نوح را نيز هدايت كرده بوديم و از ذرّيّهء او داوود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون مىباشند و اين چنين نيكوكاران را پاداش مىدهيم . و زكريّا و يحيى و عيسى و الياس نيز از ذرّيّهء اويند و همگى از شايستگان مىباشند . ( 2 ) بقره 133 : خداوند تو و خداوند پدرانت ، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را مىپرستيم . ( 3 ) كفاية الطالب صص 381 - 379 .