تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
بهشت گردش مىكردم ، بوى خوشى به مشامم رسيد . از آن بوى خوش به شگفت آمده گفتم : اى حبيب من ! اين بوى خوشى كه ديگر بوهاى بهشت را تحت تأثير خود قرار داده ، بوى چيست ؟ گفت : اى محمّد ! اين سيبى است كه خداوند متعال به دست قدرت خود از حدود سيصد هزار سال قبل آفريده ، نمىدانيم كه از خلقت او چه چيزى را اراده كرده است . در همين حال كه مشغول گفتگو بوديم ، گروهى از فرشتگان را ديدم كه آن سيب را با خود مىآورند ، جلو آمده گفتند : اى محمّد ! پروردگار ما سلامت مىرساند و اين تحفه را به تو هديه مىدهد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : من اين سيب را گرفته زير بال جبرائيل قرار دادم . هنگامى كه مرا به زمين آورد ، آن سيب را خوردم . خداوند آب آن سيب را در پشت من قرار داد ، با خديجه دختر خويلد همبستر شدم . او از آب همان سيب حامله شد . خداوند به من وحى فرمود : براى تو حوريه‌اى از جنس انسان‌زاده خواهد شد ، بنابراين ، نور را با نور تزويج كن ! فاطمه از على است ، من او را در آسمان به همسرى او درآوردم و يك پنجم زمين را مهريّهء او قرار دادم و از آن دو به زودى نسل و فرزندان پاكيزه‌اى بيرون خواهد آمد كه آنان چراغ بهشت خواهند بود : حسن و حسين ، و از صلب حسين عليه السّلام امامانى پديد مىآيند كه كشته مىشوند و خوار مىگردند ، واى بر كشنده و خوار كنندهء آنها . « 1 » ( 1 ) 6 - از حضرت صادق ، از قول پدران بزرگوارش ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت شده است كه فرمود : اى گروه مردم ! آيا مىدانيد چرا فاطمه آفريده شده است ؟ گفتند : خداوند و رسولش داناترند . فرمود : فاطمه حوريه‌اى انسانى است ، نه اينكه فقط يك انسان باشد . و فرمود : او از عرق و زغب جبرائيل خلق شده است ، اصحاب گفتند : اى رسول خدا ، مسأله بر ما پيچيده و مشكل شد . مىفرماييد : حوريّه‌اى انسيّه است ، نه انسيّه و بعد مىفرماييد : از عرق و زغب جبرائيل خلق شده است ، اصحاب گفتند : اى رسول خدا ، مسأله بر ما پيچيده و مشكل شد . مىفرماييد : حوريّه‌اى انسيّه است ، نه انسيّه و بعد مىفرماييد : از عرق و زغب جبرائيل ! فرمود : هم اكنون براى شما توضيح مىدهم . پروردگارم سيبى را از بهشت براى من هديه فرستاد . جبرائيل در حالى كه عرق كرده بود ، آن را به سينه
هامش
( 1 ) تأويل الآيات ج 1 صص 237 - 236 .