تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
و درود بفرست بر بتول پاك . . . فاطمه ، دختر پيامبرت و پارهء تن ، دل خالص و جگرپارهء او و هديه و تحفه‌اى كه از توبه آن حضرت رسيد . در اين كناره‌گيرى نشانه‌اى بر عظمت مقام حضرت فاطمه ، بانوى بانوان جهان است ، بدان پايه كه بيان را ياراى شرح آن نيست ، شايد اختصاص ميوهء بهشتى به خرما و انگور به خاطر كثرت بركت آن دو و منافع بسيارى است كه از آنها حاصل مىشود ، زيرا در ديگر درختان اين همه منفعت و بركت نيست و با توجّه بر اينكه اين دو ميوه از زيادتى گل آدم عليه السّلام به وجود آمده‌اند ، بعيد نيست كه اين خود اشاره به كثرت بهره و فايدهء اين نسل پاك با بركت و زيادتى ذرّيّه و فرزندان آنها داشته باشد ، چنان كه ان شاء اللّه در جاى خود بدان اشاره خواهيم كرد . « 1 » ( 1 ) 4 - حاج محمّد على انصارى گويد : هنگامى كه زمان حامله شدن به فاطمه فرا رسيد ، جبرائيل به فرمان خداوند بر پيامبر نازل شده به آن حضرت دستور داد كه از مردم كناره‌گيرى كند و رفت و آمد با آنان نداشته باشد ، گوشه‌اى خلوت و بىرفت و آمد را برگزيند و به عبادت و پرستش الهى مشغول شود و حتّى يك لقمه از غذاهاى دنيوى نخورد و يك جرعه از اين آبها نياشامد ، بلكه مرتّب روزه بگيرد و با خرما يا انجير يا سيب افطار نمايد ، تا اينكه نطفهء او از غذاى بهشتى منعقد شود ، پس از آنكه اصل آن نطفه در شب معراج با خوردن آن ميوه‌هاى پاكيزه شكل گرفته و موجود شده بود ( بنابر آنچه كه در نامگذارى او به « الانسية الحوراء » گذشت ) . « 2 » ( 2 ) 5 - از سلمان فارسى نقل شده است كه گويد : بر حضرت فاطمه عليها السّلام وارد شدم در حالى كه حسنين در پيش روى آن حضرت بازى مىكردند . من از ديدار آن دو بسيار خوش‌حال شدم . چيزى نگذشت كه پيامبر اكرم وارد شد . عرض كردم : اى رسول خدا ! از برترى و مقام اينان برايم بگوييد تا بر محبّت خود نسبت به آنها بيفزايم . فرمود : اى سلمان ! در آن شبى كه مرا به آسمان بالا بردند ، جبرائيل مرا در آسمانها و بهشت خداوند گردش داد ، در همان حال كه در قصور و باغها و ايوانهاى
هامش
( 1 ) همان مدرك ص 7 . ( 2 ) انصارى ، محمّد على ، اللمعة البيضاء ص 103 .
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 200 | سيد حسن افتخارزاده / أحمد رحمانى همدانى