تعبير به نفس زكيه شده است مىخواستند همين مفهوم قرآنى را بگويند يعنى آدم بىگناه كه كسى را نكشته است .
( 1 ) ولى آن چه كه معناى اوّل را تقويت مىكند آن است كه از اين روايات آنچه به ذهن مىرسد و تبادر مىكند نفس زكيه انسانى است كه بر اثر شخصيّت والاى او آن قتل اهميّتى بسزا دارد ، و اهميّت قتل دربارهء اشخاص آزمايش شده و با اخلاص است كه در سطح بالاترى قرار گرفته باشند كه جلب نظر مىكند و موجب تأثّر و تأسّف عميق مردم مىشود ، ولى كشتن يك فرد معمولى بىگناه نوعا اهميّتى در جوامع ندارد و جلب نظر نمىكند ، بعلاوه كه چيزى كه مىخواهد نشانه شود مىبايست در مورد كسى باشد كه در بين مردم شناخته شده باشد ، و الّا نمىتواند دلالت بر چيزى بكند و نشانهء ظهور قرار گيرد . و همچنين بر طبق معناى دوم مىتوان آن را به معناى وسيع و گسترده گرفت ، و بگوئيم مقصود آن است كه از آثار دوران فتنه و آشوب و انحراف كشته شدن عدّهاى از مردم بدون هيچگونه جرم و گناه است و اين همان چيزى است كه همه روزه شاهد آن مىباشيم ، و در طول تاريخ هزاران نمونه از آن را ديدهايم .
بنابراين وقتى معناى اوّل با مجموع روايات سازگارتر بود و معناى دوم چنين انطباق و تناسبى نداشت بر ما لازم است كه معناى اوّل را گرفته و بر طبق آن عمل كنيم . آيهء قرآنى هم هيچ دلالتى بر آن نخواهد داشت زيرا ممكن است در همان جا هم مقصود همين معناى اوّل باشد يا اين كه معناى آيه با روايت تفاوت داشته باشد ( و اين تفاوت ضررى به جائى ندارد ) .
( 2 )
امر دوم : آيا نفس زكيّه بين ركن و مقام كشته مىشود ؟
ترديدى در اين مطلب نيست كه آن چه كه در بين مردم شايع است و بر سر زبانها شهرت يافته و در اذهان جاى گرفته است همين مطلب است تا جائى كه نويسندهء كتاب منتخب الاثر « 16 » آن را از مسلّميّات گرفته و گفته است كه :
هامش
( 16 ) منتخب الاثر / 454 .