اين روايت در تفسير برهان در ضمن دوازده حديث مربوط به صيحه نيز روايت شده است . « 103 »
( 1 ) اين آيهء قرآن دلالت بر وقوع حتمى صيحه نمىكند و اصولا بر وقوع هيچ چيزى دلالت نمىكند ، زيرا وقوع آن را متعلّق و وابسته به مشيّت الهى مىداند ، بلكه ممكن است گفته شود كه دلالت بر عدم وقوع آن چيزى كه به مشيّت خدا وابسته شده است مىكند چون در ضمن همين آيهء شريفه شيخ طوسى « 104 » مىگويد : خداوند متعال به حضرت رسول - صلوات اللّه عليه و آله - خبر داده است كه او مىتواند بر آنها آيتى و نشانهاى از آسمان فرو فرستد كه گردن دشمنان در مقابلش خاضع شود ، و سربزير باشند و آنها را وادار به ايمان آوردن كند ، لكن اين كار بر خلاف هدف تكليف است ، چون اگر خداوند دست به انجام چنين كارى بزند آنها ديگر مستحقّ كيفر و پاداش نخواهند بود ، زيرا كسى كه ناچار به انجام كارى مىشود مستحقّ ثواب و ستايش و تعريف از كارش نمىشود . زيرا وى به منزلهء چيز و يا كسى است كه كارى در او انجام گرفته ( و فاعل شخص ديگرى است ) .
علّامه طباطبائى در تفسير الميزان نيز به اين مطلب اشاراتى دارد . « 105 »
( 2 ) البتّه اين توضيح در معناى اين آيه ، صحت اين گونه روايات را از بين نمىبرد ، زيرا ائمّه به اين آيه استدلال بر وقوع صيحه نكردهاند ، بلكه خواستهاند بگويند كه از نظر مشيّت الهى امكان وقوع صيحه وجود دارد ، و امّا اين كه به خاطر وقوع صيحه ايمان به سرحدّ جبر و اجبار برسد ، چنان كه شيخ طوسى - رحمة اللّه عليه - گفته بود اين مطلب را نمىشود پذيرفت ؛ زيرا بعد از آمدن صيحه بازهم اختيار اشخاص محفوظ است ، و عقل مىتواند تصوّر عدم پذيرش و ايمان برخى از مادّىانديشان را حتّى بعد از وقوع صيحه تصور كند و آنها مىتوانند توجيهى علمى بر اساس تفكّر مادّى خود براى آن بنمايند ، زيرا شبهات
هامش
( 103 ) تفسير برهان 2 / 762 در تفسير سورهء شعرا .
( 104 ) تفسير تبيان 8 / 5 .
( 105 ) تفسير الميزان 1 / 272 .