( 1 ) در اينجا بىمناسبت نيست كه در تشريح اين روايات ، دو نكته را بياوريم :
اوّل : تعبير به خيمه و شمشير كه در اين روايات آمده است ، به خاطر آن است كه در آن زمان مردم با همينها سر و كار داشتهاند ، و ما در آغاز بخش دوم اين كتاب دربارهء اين مصاديق بحث كردهايم ، كه مىبايد در هر زمانى مصاديق شمشير و خيمه را در تناسب با همان زمان ذكر كنيم . پس مقصود از شمشير ، اسلحهء امام زمان است ؛ و مقصود از خيمه ، مقرّ فرماندهى و پايتخت حكومت حضرت است . و احتمال دارد كه مقصود از خيمه ، مكتب فكرى و اعتقادى باشد ، بر طبق آنچه كه اصطلاح امروزهء ما است ؛ و يا مقصود آن مبادى و اصولى باشد كه مستلزم يك جهتگيرى خاصّ فكرى و عملى در زندگى است .
قرينه بر اين مطلب ، روايتى است كه ابو داوود « 20 » از حضرت رسول نقل كرده است كه در ضمن گفتارى كه دربارهء فتنه و آشفتگى اوضاع داشتهاند ، چنين فرمودهاند :
« انسانى به هنگام صبح مؤمن و شامگاه ، كافر مىشود ، تا آنكه مردم به زير دو خيمه مىروند : خيمهء ايمان كه نفاقى در آن نيست ، و خيمهاى از نفاق كه ايمانى در آن نيست . . . »
مقصود از اين دو خيمه ، بدون ترديد ، دو مكتب فكرى و يا دو مبدأ اعتقادى است كه به دو خيمه براى دو لشكر - كه با يكديگر سر جنگ دارند - تعبير شده است ، چنان كه در جنگهاى آن زمان متداول بوده است .
( 2 ) نكتهء دوم : در آنجا كه دربارهء انتظار و منتظران سخن گفتيم ، همانچه را كه اين روايات گوياى آن بود ، ملاحظه كرديم ، و فضيلت و برترى انسانهاى آزمايش شده و به كمال رسيدهء دورهء غيبت كبرى را ، حتّى بر كسانى كه در پيش روى رسول خدا به شهادت رسيدهاند ، دانستيم ؛ چنان كه نيز دانستيم كه اين افراد همچون كسانى هستند كه با حضرت بقيّة اللّه - ارواحنا فداه - بوده و در خدمت آن حضرت او را يارى نموده و در راه اهداف او مىكوشند .
هامش
( 20 ) سنن ابو داوود 2 / 411 .