و نيز ممكن است اين شبهه به اين صورت نيز مطرح شود كه بر طبق اين اعتقاد كه حضرت مهدى ظاهر نمىشود مگر بعد از آنكه زمين از ظلم و جور پر شده باشد بنابراين مىبايست در افزودن ظلم و جور كمك كرد و دست از كار كشيد تا حضرت هر چه زودتر آشكار گردد .
اشاعهدهندگان شبهه
: ( 1 ) براى پاسخگويى به اين شبهه ، مىتوان در سه زمينه صحبت كرد ؛ زيرا كسانى كه اين انديشه را به دوش خود كشيده و اين سوى و آن سوى مىبرند ، به سه گروه مهم تقسيم مىشوند كه هر يك داراى عقيده و روحيات ويژه خود هستند و نتيجتا با ديگران متفاوت مىباشند :
( 2 ) گروه اوّل : كسانى كه اعتقاد به وجود حضرت مهدى نداشته و داراى انديشهاى مادى مىباشند ، اينان براى سخن خود دليلى نداشته و فقط موضوع را بعيد دانسته و در آن شك و ترديد كردهاند . آنان خود را فقط به ادعائى كه مىكنند قانع ساخته ، و شايد بتوانند مهدويّت و مسائل گوناگون آن را در خيال و انديشه خود پرورانده و در آن شك و ترديد كنند و به همان خيالات خود دل خوش داشته باشند .
البته كسانى كه اصل دين را افيون ملتها دانسته و موجب تخدير مىدانند ، مسلما اعتقاد به مهدويّت را كه از فروع و شاخههاى مذهب است در همان مسير قرار مىدهند .
( 3 ) خداپرستان در مقابل آنها چنين مىگويند - و گفتار درستى هم دارند - كه دين هميشه و پيوسته ، مبدأ نهضتها و تحولات و درگيريها و پيكارها بوده ، و هميشه مىخواسته است كه عدالت را پاىبرجا سازد و ظلم و ستم را ريشه كن كند . در طول تاريخ ، هميشه دين و مذهب بوده است كه توانسته عواطف و احساسات توده را در مقابل ستمگران تحريك نمايد . با يك نگاه گذرا به تاريخ ، مىتوان به حقيقت اين موضوع پى برد ؛ و ما مسألهء مهدويّت را در همين مسير دانسته و همين نظر را در مورد اين اعتقاد نيز باور داريم و ابلاغ مىكنيم .
( 4 ) گروه دوم : كسانى كه اساس مهدويّت را پذيرفته و داراى دو خصوصيّت