زمينه عبارت است از انكار پيامبر اسلام - صلوات اللّه عليه و آله . و بدين جهت است كه مىشنويم حضرت رسول فرموده است :
« هر كس كه قائم از فرزندان مرا انكار كند ، مرا انكار كرده است . » « 1 »
( 1 ) و باز مىبينيم كه مىفرمايد :
« قائم از فرزندان من است ، اسمش اسم من ، و كنيهاش كنيه من است ، شمائلش شمائل من ، و كردار و رفتارش همچون سنت و رفتار من است .
مردم را بر روش و شريعت و قانون من برپاى مىدارد ، و به كتاب پروردگار من فرا مىخواند ، هر كس او را اطاعت كند مرا اطاعت كرده است ، و هر كس نافرمانى دستورات او را بنمايد از دستورات من سرپيچى نموده است . هر كه او را در غيبتش انكار كند مرا انكار كرده است و آن كس كه او را تكذيب كند مرا تكذيب نموده ، و هر كس تصديق امر او را بكند مرا تصديق كرده است . » « 2 »
اخبار و رواياتى ديگر بدين مضمون از ائمه - عليهم السلام - وارد شده است .
( 2 ) اين فرمايش حضرت رسول ، گرچه با معتقدات شيعيان درباره حضرت مهدى تطبيق مىكند ، لكن به خودى خود مىتواند با عقائد اهل سنت و عامه نيز منطبق باشد ، اگر بتوانيم از فرمايش حضرت مسأله غيبت را ناديده بگيريم ؛ زيرا در اين صورت در مضمون حديث مجملا و تفصيلا با شيعيان اتفاق نظر دارند ، زيرا آنچه كه مسلم است و همه مسلمانها بر آن اتفاق نظر دارند ، آن است كه حضرت مهدى ، رهبرى بزرگ است كه در دوران خود ، اسلام را كاملا پياده مىكند ؛ اوست كه مردم را بر ملت و آيين رسول خدا برپاى داشته و آنان را به سوى كتاب فرا مىخواند . و از نظر اصل فرضيه و نظريّه ، طبيعى همان است كه اطاعت و پيروى از حضرت مهدى ، با اطاعت و فرمانبردارى از حضرت رسول يكى باشد ؛ و نافرمانى از آن حضرت ، نافرمانى نسبت به رسول خدا محسوب گردد ؛ تكذيب حضرت مهدى ، تكذيب رسول اللّه ؛ و تصديق آن جناب ، تصديق
هامش
( 1 ) كمال الدين / 412 ؛ منتخب الاثر / 492 .
( 2 ) كمال الدين / 411 .