( 1 )
جهت اوّل : پذيرش وجود و امامت حضرت بقيّة اللّه ( عج )
از مهمترين تكاليف اسلامى دوران غيبت ، اعتراف به وجود حضرت بقيّة اللّه - عجل اللّه تعالى فرجه الشريف - است كه مىبايست او را پيشوايى واجب الاطاعه بدانيم . و با اينكه وجود شريفش از ديدهها ناپيدا است و ظاهرا كسى او را نمىشناسد ، در عين حال لازم است مقام رهبرى و پيشوايى را از آن ايشان دانست .
( 2 ) اين مطلب از ضروريّات مذهب شيعه و از بديهيّات عقائد اماميه است ، كه ما در اين كتاب آن را به عنوان يك اصل پذيرفته و به نوشتن تاريخ دوران غيبت آن حضرت پرداخته و استدلال و برهان آن را در كتابهاى آينده خواهيم آورد .
آن حضرت براى پيروان خود ، دوازدهمين رهبر و پيشوا محسوب مىشود ، او امامى مفترض الطاعه ، و از آغاز تولّد تا هنگام ظهور زنده است .
( 3 ) ما در كتاب تاريخ غيبت صغرى و غيبت كبرى ، روايات بسيارى را كه بر اين مطلب دلالت داشت متذكر شديم ، و ميزان دخالت اين اعتقاد را در برنامه كلّى خدايى و اندازهء تأثير آن حضرت را در ايجاد شايستگى در مردم به ويژه پيروان و شيعيان خود بازگو كرديم ؛ همانطور كه ميزان تأثير آن حضرت را در بالا بردن سطح درجه معنويّت شيعيان ، و پاكسازى اخلاقى آنان و بهبود كارها و اعمالشان نيز گفتيم .
( 4 ) براى انسان مسلمان همين بس است كه مىداند امام و پيشواى او از كارهايش آگاه ، و از گفتههايش با خبر است ، از كارهاى نيك و شايستهاش شادان ، و از رفتار زشتش غمگين مىشود ، و در ناراحتيها به كمك او مىشتابد