و . . . و همين عقيده براى درك موقعيّت خويش و كنترل اعمال و رفتار خود در محضر امامش او را كافى است . زيرا مىداند كه آن حضرت نمايانگر عدالت محض است ، خشنودى او ، خشنودى خدا و رسول است ؛ و خشم و غضب او ، موجب خشم خداوند و پيامبر مىباشد .
( 1 ) چنان كه باز اين مطلب براى او كافى است كه بداند كارهاى نيك و شايستهء او ، بالا رفتن درجه معنويّت و اخلاص او ، ژرفائى احساس مسئوليّت او در مقابل اسلام و مسلمين ، در ايجاد شرايط ظهور و نزديك سازى روز موعود سهيم است .
( 2 ) بنابراين بزرگترين جهاد براى هر انسانى همين است كه خود را در مقابل جهان و جهانيان و پر كردن زمين مملوّ از ظلم و ستم با عدل و داد ، مسئول ببيند .
و با احساس چنين مسئوليّت بزرگ ، چگونه ممكن است كه از قيد و بند ماديّات خود را رها نسازد و به فداكارى و ايثار در راه خودسازى و خشنودى خداوند نپردازد ! ؟ و لذاست كه مىبينيم حضرت رسول - صلوات اللّه عليه و آله - شالوده اين احساس مسئوليّت را در يك فرد مسلمان ايجاد كرده و پيروى از آن حضرت را با پيروى از خويشتن همراه نموده ، و شناخت آن حضرت را - به معنى واقعى كه در عمل بروز كند - با شناخت خود يكى دانسته است ؛ زيرا شناختن حضرت رسول با ويژگيهاى رسالت خود كه چراغى است فرا راه عدالت جهانى ؛ فقط با اعتراف به وجود تاريخى آن حضرت و وجود شريعت و ديانتش ، تحقق پيدا نمىكند ، بلكه مىبايست ملتزم به تعاليم و دستورات آن حضرت شد و راهنماييهايش را به كار بست ، و گرنه در واقع كسى كه به دستورات اسلام عمل نكند ، هر چند به وجود آن حضرت از نظر تاريخى اعتراف داشته باشد ، مىتوان گفت كه : منكر رسالت حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - مىباشد .
( 3 ) و از آنجا كه بهترين و عادلانهترين رفتار اسلامى ، در صورتى تحقق مىيابد كه تحت رهبرى بزرگوارانه حضرت مهدى باشد ؛ لذا بهترين نحوه پيروى از پيامبر اسلام و هماهنگى با دستورات آن بزرگوار ، وقتى انجام مىگيرد كه تحت رهبرى حضرت بقيّة اللّه و در حضور و مقابل چشم و گوش حضرت باشد .
لذا درست است كه بگوييم شناختن حضرت بقيّة اللّه - در حد تجلّى در مقام عمل و رفتار - همان شناختن رسول خدا است ، و انكار آن حضرت در همان
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٣٥٠