تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
نيكى مىكند ، و ستاره دنباله‌دار طلوع خواهد كرد . ( 1 ) سلمان گفت : اى رسول خدا ، آيا اينها شدنى است ! ؟ حضرت فرمود : آرى ، اى سلمان ، سوگند به خداوندى كه جانم در دست اوست . در اين هنگام زنان با مردهايشان در تجارت شركت جسته ، باران به تندى باريده ، و بزرگواران اندك خواهند شد ، مرد بىپول و تهيدست تحقير گشته ، و در اين هنگام بازارها به يكديگر نزديك مىشود ، آن هنگام يكى مىگويد چيزى نفروخته‌ام ، و ديگرى مىگويد سودى نبرده‌ام ، و جز بدگويىكننده از خداوند كسى را نخواهى ديد . ( 2 ) سلمان گفت : اى رسول خدا ، آيا اينها شدنى است ! ؟ حضرت فرمود : آرى ، سوگند به كسى كه جانم در كف قدرت اوست . اى سلمان ، در اين شرايط است كه بر آنان مردمى فرمانروايى خواهند كرد كه اگر سخنى بگويند آنان را مىكشند ، و اگر هم ساكت بنشينند آنان را ذليل و نابود خواهند كرد ، غنائم را از خود كند ، آزادى آنان را پايمال نمايند و خونهايشان را بريزند ، دلهايشان را پر از ترس و هراس سازند ، پس آنان را جز اندوهگين و ترسان و وحشت زده نخواهى ديد . ( 3 ) سلمان گفت : اى رسول خدا ، آيا اينها شدنى است ! ؟ حضرت فرمود : آرى ، سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست . اى سلمان ، در اين هنگام چيزى را از مغرب و چيز ديگرى را از مشرق مىآورند كه بر امّت من حكومت كنند . « 85 » پس اى واى براى ضعيفان امّت من از دست آنها ، و واى بر آنها از خداوند ، نه به صغير رحم مىكنند و نه احترام بزرگترها را رعايت مىنمايند و نه از گناهكارى در مىگذرند ، هيكل و جثّه آنان به شكل آدميان ، ولى دلهايشان همچون دل شياطين است . ( 4 ) سلمان گفت : اى رسول خدا ، آيا اينها شدنى است ! ؟ حضرت فرمود : آرى ، سوگند به خداوندى كه جانم در دست اوست . اى سلمان ، در اين هنگام ، مردها به مردها و زنها به زنها بسنده كرده ، و
هامش
( 85 ) نصّ حديث « يلون امّتى » است و مؤلّف چنانچه در شرح اين عبارت خواهد گفت كلمه « يلون » را از مادّهء « ولى » گرفته ، و لذا در ترجمه نيز نظر ايشان رعايت شد . البتّه با توجّه به سياق عبارت درست آن است كه اين كلمه از مادّهء « لون » گرفته شود . يعنى آن چيزى كه از شرق و غرب آورده مىشود امّت پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - را رنگ مىكند و از صبغهء اسلام خارج مىسازد . ( مترجم )