انجام مىگيرد . و اگر از ابعاد گوناگون و جوانب مختلف به اين كمال بنگريم و بتوانيم انديشه و فكرى درست درباره آن داشته باشيم ، هدف خداوند را از آفرينش موجودات در ابعاد زير مىيابيم :
( 1 ) بعد نخستين : پيدايش فرد كامل و انسان رشد يافته ؛ از اين جهت كه اگر انسان خود را فقط در محدوده تعليم و تربيت الهى قرار دهد و زير نظر و اشراف و تربيت خدا قرار گيرد ، تبديل به انسانى كامل و دادگر و معتدل مىشود كه از هرگونه انحراف عاطفى و شهوتهاى زودگذر مادى نگهداشته شده و همراه با مجموعه جهان هستى آزادانه به سوى خداوند گام برمىدارد .
( 2 ) بعد دوم : ايجاد جامعهاى كامل ؛ جامعه انسانى كامل ، از افرادى تشكيل مىشود كه زندگى را در سطحى عادلانه و با اخلاص و بريده از همه چيز به جز خداوند بگذرانند و سر تعظيم و پرستش فقط در مقابل خدا فرود آورند ؛ عبادت و پرستشى كه ضامن تربيت فرد و جامعه است و با تمام اجزاى هستى بر مبناى عدل الهى پيوستگى و ارتباط دارد .
( 3 ) بعد سوم : ايجاد حكومتى عادل ؛ ايجاد دولت و حكومت عادلهاى كه بر تمام جوامع به راستى و عدالت حكومت كرده ، و قوانين خداوندى را اجرا كند كه هيچ پنهانى در زمين و آسمان از او پوشيده نيست ، و مسئوليّت اساسى حركت جامعه به سوى خداوند ، در اين مسير بىنهايت و طولانى به عهدهء همان حكومت و دولت است .
و مقصود از عبادت در اين آيهء شريفه ، همين است و هر چه كه بر خلاف آن باشد ، كوتاهى در عبادت خداوند است و نمىتوان در آيهء شريفه معنايى كوتاه و ناقص براى عبادت در نظر گرفت .
( 4 )
نكته دوم : برنامهريزى هدف آفرينش
آيه شريفه به روشنى و وضوح ، ظهور دارد در اينكه هدف اساسى و مقصود اصلى از ايجاد بشريت و آفرينش انسان همين است كه انسانيّت به اين قله رفيع و كاخ بلند عبادت و پرستش خداوند برسد ، زيرا در اين آيه ، اصلا علت آفرينش