( 1 ) « امير المؤمنين از كوششهاى تو سپاسگزارى كرده ، از كار تو ستايش نموده و از نزديكى و آشنايى با تو اظهار خوشوقتى مىنمايد . تمامى آنچه را كه خدا به او داده و در اختيارش گذاشته به تو مىسپارد و سرپرستى و زمامدارى بندگان خدا را به تو برمىگرداند . در ولايتى كه خدا به تو داده ، تقوى پيشه كن ، نعمت خداوندى را بر خود بشناس و در گسترش عدالت و جلوگيرى از ظلم و ستم و اصلاح حال مردم كوشا باش . »
( 2 ) او هم در پيشگاه خليفه زمين ادب بوسيده ، خليفه دستور داد تا بر قامت او خلعتى بپوشانند . او هم براى پوشيدن خلعت از جاى برخاست و بعد از پوشيدن به جايگاه خود برگشت و بار ديگر دست خليفه را بوسيده و بر روى چشم گذاشت ؛ و خليفه هم او را پادشاه شرق و غرب ناميده ، او هم پيمان و تعهد داد و از حضور خليفه خارج شد . سپس براى خليفه هداياى بسيارى از جمله پنجاه هزار دينار و پنجاه غلام ترك خوش چهره و زيبا همراه با اسب و اسلحه و جامه و لباس مناسب فرستاد . « 44 »
( 3 ) بنگر كه چگونه زمامداران اسلامى آن وقت در خوشگذرانى بسر برده و بيچاره مسلمانان زير دست آنها چگونه زندگى مىكردند ، و جناب خليفه چگونه با خون مسلمانان بازى مىكند و ستمكارى همچون طغرل را بر جان و مال و ناموس مردم مسلط مىكند .
بطورى كه تاريخ مىگويد ، طغرل انسانى جنايتكار و ستم پيشه و سنگدل بود . لشكريانش اموال مردم را غصب مىكردند و دست آنان براى اين كار چه در شب و چه در روز بازگذاشته شده بود « 45 » ، تا اينكه در سال 455 ، از دنيا رفت . « 46 »
( 4 ) با در نظر گرفتن تاريخ اين حوادث به روشنى مىبينيم كه عبارات حضرت در نامهاش با طغرل بك و لشكريانش تطبيق مىكند ، كه اينها مردمى بودند خارج از اسلام ، زيرا آن كارهاى ناشايست و رسوا را انجام مىدادند و به خاطر كارهاى
هامش
( 44 ) كامل 8 / 80 .
( 45 ) كامل 8 / 95 .
( 46 ) كامل 8 / 94 .