تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
( 1 ) مقصود از اين عبارت آن است كه بعد از رويدادهاى زمينى و آسمانى و درگيريهاى قبيله‌اى ، گروهى از مردمان نامسلمان و خارج از دين بر عراق چيره مىشوند . در اين عبارت به سلطه و غلبه سلطان طغرل بك اوّلين پادشاه سلجوقى و پيروانش اشاره شده است ، كه بعد از سركوب كردن دولت آل بويه در ايران ، عازم عراق شد و در سال 447 « 40 » وارد بغداد گرديد و در نتيجه جنگها و درگيريهاى غمبارى روى داد ؛ لشكريان طغرل به خانه‌هاى مردم بغداد وارد شده آذوقه‌هاى آنها را گرفته و جنايتهاى بسيارى مرتكب شدند . « 41 » ( 2 ) امّا كمبود ارزاق و گرانى ، كه از مسلميّات است و تاريخ به طور مفصل از آن سخن گفته ، به طورى كه مردم گوشت مردار را مىخوردند . مرض و با در بين مردم افتاد جمعيّت بسيارى از بين رفته و كسى نبود آنها را غسل دهد و كفن و دفن نمايد . يك رطل گوشت به يك قيراط و چهار مرغ به يك دينار خريدوفروش مىشد . قيمت گلابى و انار هر دانه يك دينار ، و همچنين قيمت همه چيزها همينطور بالا رفته بود . « 42 » نرخ اجناس مرتب بالا مىرفت و گرانى چندين سال طول كشيد ، به طورى كه در سال 449 گرانى سراسر بغداد و عراق را فرا گرفت . مردم گوشت مردار و سگها و ديگر جانوران را مىخوردند و و با آن قدر تلفات داده بود كه مردم از دفن مرده‌ها ناتوان شده بودند ، به طورى كه گروه گروه را در گودالى انداخته و رويشان خاك مىريختند . « 43 » ( 3 ) امّا خليفه در بغداد در وضع ديگرى ، دور از گرانى و ناراحتى مردم ، زندگى مىكرد ، از طغرل بك استقبال كرده ، مقدمش را گرامى داشت ، دست او را در كارها باز كرد و شهرها در اختيار او گذارده و بر كارهاى او از ديدگاه اسلامى ، صحّه گذاشت ، او را مورد خطاب قرار داده و چنين گفت :
هامش
( 40 ) كامل 8 / 70 . ( 41 ) كامل 8 / 77 . ( 42 ) كامل 8 / 79 . ( 43 ) كامل 8 / 81 .